آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

336

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

هوش بود و در سلسلهء اعمال خود چندين فتح و فيروزى ثبت داشت ، در سمت چپ او ميراند . در طرف راست شاهپور پادشاه آلبانىها روان بود ، كه هم از حيث درجه و هم از جهت شهرت ، پاى كمى از گرومبانس نداشت . در عقب آنها چندين سردار معتبر مىآمدند . آنگاه نوبت بجميع لشگر ميرسيد ، كه از بهترين سپاهيان ملل مجاور تشكيل يافته بود . پس از اينكه لشگر ايران از رودزاب بوسيله يك جسرقايقى عبور كرد ، آميانوس بسوى ژوينين بازگشت و پس از كمى استراحت از همان راه كوهستانى ، كه آمده بود ، بسپاه روم ملحق شد . آنگاه روميان خود را براى جنگ آماده كردند ، و مزارع گندم را طعمهء آتش ساختند . ايرانيان بسرعت از جلوى نصيبين عبور كرده ، از ميان دره‌هاى خرم و حاصلخيز گذشته ، از نقاطى كه طعمهء حريق شده بود ، كناره گرفتند . قواى روم نيز بعجله بجانب ساموزات « 1 » پايتخت كماژن روان شدند ، تا در آنجا از شط عبور كنند . در اثر كم‌دلى و بىمبالاتى دو فوج رومى ، دو تن از سرداران ايرانى موسوم به تهم‌شاهپور و نخوذار « 2 » توانسته بودند با هزار نفر سرباز بآميدا نزديك شده در پشت مرتفعات حوالى آن شهر كمين كنند . در اين مكان مصافى روى داد ، كه آميانوس با عبارات ذيل بشرح آن پرداخته است : « چون بمدد روشنايى خفيف سپيده‌دم به طرف ساموزات ميرفتيم ، چنان كه گفتم از فراز يك تپهء برق سلاح لشگريان را از دور ديديم . در حال فريادها برخاست ، كه دشمن اينجاست و علامت مخصوصى ، كه براى حاضر شدن جنگ است ، آشكار گرديد ، ما توقف كرديم و صف كشيديم ، لكن درين موقع هم فرار را صلاح نميدانستيم ، زيرا دشمنان كه بتعقيب ما مىپرداختند ، ما را مىديدند . و قبول مصاف را نيز از حزم و احتياط دور ميديديم ، چه يقينا در جنگ با دشمن ، كه هم از جهت پياده بر ما تفوق داشت ، همگى كشته ميشديم . عاقبت چون تكليف خود را نميدانستيم

--> ( 1 ) - Samosate ( 2 ) - Nakhvadhar ر ك ص 35 اين كتاب ، يادداشت 3 .