آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

337

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

و ديديم ناگزير بايد بجنگ پرداخت ، بعضى از همراهان ما از روى بىاحتياطى چندان پيش رفتند ، كه كشته شدند ، سپس دو لشگر بهم نزديك شدند . » « . . . در اين گيرودار نيم ساعت گذشت . آنگاه مؤخرة الجيش ، كه بر فراز تپه قرار داشت ، خبر داد كه قواى جديدى از سواران زره‌پوش از عقب سر ما نمايانند و بسرعت نزديك مىشوند . چون هميشه در چنين مواقع خطرناك كسى نميداند از كدام طرف بايد برود ، تمام جمعيت ازدحام كردند . بدين جهت متفرق شديم و هر كس براهى رفت ، كه تصور ميكرد از آن راه آسانتر مىتواند از خطر برهد . اما در حالى كه هر كدام سعى ميكرديم از خطر فورى نجات يابيم ، نمىتوانستيم از زد و خورد با پيش قراولان دشمن احتراز بجوييم . در اين موقع چون ديگر كسى اميد نجات نداشت ، با تمام قوا بمدافعه پرداختيم . ما را تا پرتگاههاى كنار دجله عقب راندند . در آنجا چند نفر برودخانه افتادند و اسلحه‌شان بدست و پاى آنها پيچيد ، در جاهاى كم عمق رودخانه ماندند . بعضى ديگر در گردابهاى عميق آب فرو رفتند و غرق شدند . برخى با دشمن بجنگ پرداختند و هر كس بطريقى در صدد دفاع برآمد و دستهء از ديدن جماعت انبوه لشگريان خصم متوحش شده ، سعى كردند به نزديكترين معابر كوه توروس « 1 » برسند . » « . . . من از رفقاى خويش جدا مانده ، فكر مىكردم كه چه تصميمى بگيرم . از قضا ورنين « 2 » رئيس مستحفظين پيشم آمد ، در حالى كه تيرى بران او رفته بود . من بر حسب اصرار ورنين سعى كردم او را با خود ببرم ، لكن ايرانيان مرا از همه جهت احاطه كرده بودند . پس خواستم با كمال عجله بسوى شهر ( يعنى آميدا ) فرار كنم . اين شهر در بلندى واقع بود ، يعنى آن سمتى كه بما حمله كرده بودند و فقط راه بسيار باريكى داشت . اتفاقا در وسط اين راه باريك و در كمر كوه آسيايى ساخته بودند ، كه راه فرعى را مسدود كرده و بيشتر موجب تنگى جاده شده بود .

--> ( 1 ) - Taurus ( 2 ) - Vesennien