آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
268
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
فرزندان خود را فرمان داد ، كه اركان دولت ظلمات را بكشند و پوست بركنند و و مادر حيات از پوست آنان آسمانها را بساخت و جسد آنان را بر زمين تاريكى در ارض ظلمت افكند و از گوشت آنها خاك را بيافريد و كوهها از استخوان آنها ساخته شد . اين روايت مأخوذ از يك افسانه قديم است ، كه در روايات زرتشتى نيز آثارش پيداست « 1 » . عالم ، كه از اجساد پليد ديوان ساخته شده ، مشتمل بر ده فلك و هشت زمين است و هر فلك را دوازده دروازه است « 2 » . زينت شكوه . افلاك را افراشته نگاه ميدارد و حامل زمين را بر دوش خويش برداشته است ( و اين شبيه است به اطلس در اساطير يونان ) . پادشاه شرافت در وسط نشسته و خدايان محافظ را فرمان ميدهد . بعد روح زنده هيئآت فريبنده خود را بفرزندان ظلمات نشان داده ، در آنها هوسهاى شهوانى برميانگيزد « 3 » . به اين تدبير قسمتى از نورى را كه بلعيدهاند ، رها ميكنند . از اين ذرات نور آفتاب و ماه ستارگان را ميآفريند . پس آنگاه وى از هوا و آب و آتش سه كره ( چرخ ) ميسازد و پادشاه افتخار آنها بر فراز زمين واميدارد تا نگذارند زهر اركان ظلمت بر مساكن موجودات الهى فروريزد . پدر براى اينكه كاملا وسايل محافظت فراهم آيد ، پيامبر را كه سومين رسول « 4 » نيز گويند ، بيافريد اين پيامبر را بالقاب مختلف ميخوانند ، گاهى خداى عالم نور ( رشن شهر يزد ) و گاهى نريسه « 5 » و گاهى بلهجه شمالى و به زبان سغدى ايزد ميثر
--> Studien z . antiken ص 263 و بعد ؛ شميدت - پولوتسكى ، كشف آثار مانوى ، ص 76 و بعد ، والدشميدت - لنتس عقايد مانويه ، ص 575 و 606 . ( 1 ) - كريستنسن ، انسان نخستين ، ج 1 ، ص 34 و بعد . ( 2 ) - در عبارتى از قطعه بلهجه جنوب غربى چهار زمين آمده است . آندرآس - هنينگ ، 1 ، ص 177 . ( 3 ) - مقايسه شود با داستان مزداهى در ص 178 اين كتاب . ( 4 ) - Legatus Tertiut ( 5 ) - Nariseh نريسه در لهجه جنوب غربى همان Nairyosaeha اوستايى است ر ك ص 178 ، يادداشت 2 كتاب حاضر .