آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

256

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

آتش ، جزء رسوم پادشاهان شده است » . روز 30 وهمن ماه ، كه جشن آبريزگان ( آب‌ريزان ) بود ، مردم آب‌پاشى ميكردند و بوسيله اين عمل ، كه منشاء آن ساحرى بود ، ميخواستند باران بيايد . بيرونى مبداء اين جشن را بتاريخ داستانى قبل از هخامنشيان مربوط نمىكند ، بلكه بيكى از حوادث عهد ساسانيان مربوط مىنمايد ، از اينقرار ، كه ميگفتند در زمان پيروز مدتى مديد خشكسالى پيش آمد . شاه به زيارت آذرخوره ( آذرفرنبغ ) رفت و دعا كرد ، تا آن آفت را خداى تعالى دور گرداند « 1 » . روز اسپندارمذ ( پنجمين روز از ماه اسپندارمذ ) را عيد زنان ميخواندند و آن را مزدگيران ميگفتند . در اين روز مردان تحفه‌ها بزنان عطا ميكردند . در آن روز كشمكش و گرد ناردان خشگ ميخوردند و به آن وسيله نيش عقرب را دفع ميگردند . براى مصون ماندن از اين خزندگان ، در فاصله طلوع فجر و برآمدن آفتاب دعايى را بر سه رقعه نوشته از سه ديوار خانه ميآويختند و يك ديوار را آزاد ميگذاشتند ، كه عقرب از آنجا بگريزد و بدر رود « 2 » . روز نوزدهم اسپندارمذ را « عيد آبها و نهرهاى جارى » ميخواندند و گلاب و عطر در نهر مىريختند « 3 » . آگاثياس ( 24 ر 2 ) گويد : در ايران عيدى است بنام جشن « هلاكت موجودات ضاره » . در اين روز ، كه بقول او بزرگترين اعياد ايرانيان است ، مردمان خزندگان

--> ( 1 ) - بيرونى ، 29 - 228 ، ترجمه ص 16 - 215 . بنابر روايت دمشقى ( ترجمه مهرن Mehren ص 405 ) در عهد پيروز در نوروز پس از خشكسال بارندگى شد . اما بايد دانست ، كه در اين عبارت پيروز را بجاى يم ( جم ) ، كه از سلاطين افسانه قديم است ، گذاشته‌اند ( روايت قديمتر در كتاب بيرونى مسطور است ) . ( 2 ) - بيرونى ، ص 229 ، ترجمه ص 216 . ( 3 ) - ايضا ص 230 ، ترجمه ص 217 .