آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
257
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
و حشرات موذيه را مىكشتند و كشته آنها را براى اثبات ثوابكارى خود بموبدان نشان ميدادند . ما در منابع ديگر از اين جشن اثرى نيافتهايم ، اما معلوم است ، كه هلاك كردن حيوانات موذيه ، كه از مخلوقات اهريمنند ، در دين مزديسنى ثوابى عظيم بوده است و در بعضى موارد يكنفر توبهكار بايستى عدهء معينى از اين جانوران موذى را بقتل رساند « 1 » . از هنرهاى مغان تفأل بود ، چون به آتش مقدس مينگريستند ، از آينده خبر ميدادند « 2 » و بوسيله حسابهاى نجومى زايجه طالع ميگرفتند . در كارنامگ ، اردشير و اردوان پيوسته بهنگام سختى با دانايان و معبران و ستارهشماران مشورت ميكنند « 3 » . از اين گذشته يك نجوم عاميانه نيز وجود داشت . بيرونى « 4 » فهرستى از ايام سعد و نحس سال تنظيم كرده است بنام جدول الاختيارات و در آن احكام ديدن مار را نيز بنام ( روية الحييه ) معين نموده است . معتقد بودهاند ، كه ديدن مار در هر روزى از ايام ماه تاثيرى مىبخشد مثل ناخوشى و مرگ يا مفارقت يكى از اهل خانه يا وصول منفعتى از طرف اهل شهر يا تحصيل نام و شهرتى يا پيش آمدن سفر پر - سودى يا تهمت و تنبيه و سياستى و مانند اينها « 5 » . روزهاى تقارن و تفأل سيارگان مخصوصا از ايام منحوسه بشمار ميرفت .
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به ونديداد ، فركرد 14 ، فقره 6 - 5 . ( 2 ) - آگاثياس ، كتاب دوم ، 25 . ( 3 ) - فالنامههاى بسيارى در شهر دو را يافتهاند . ر ك رستووتزف ، شهرهاى كاروانى ، ص 207 و نيز دور او صنايع آن Dura Europos and its Art ، ص 61 - 60 . ( 4 ) - ص 32 - 231 ، ترجمه ص 218 . ( 5 ) - مقايسه شود با كتاب رزنبرگ در باب ادبيات پارسى ، سنپطرسبورغ 1909 ، ص 49 ، شماره 18 ، مارنامه ( بشعر ) . - Fr . Rosenberg , Notices de litterat ure parsie