آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

252

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

اسمش با نام ماه مطابق ميشد ، عيد ميگرفتند . مثلا روز تير ، كه 13 تير ماه بود ، جشن تيرگان گرفته ميشد . در آن روز آب تنى ميكردند و گندم و ميوه مىپختند « 1 » . عيد آذرجشن اول ، در هفتم شهريور ( شهريور روز از شهريور ماه ) بود . آذرجشن ، عيد آتش‌خانه محسوب ميشد . در داخل خانه‌ها ، آتش‌هاى بزرگ ميافروختند و در ستايش خدا و شكر نعم او سعى بليغ ميكردند . مردمان گرد هم فراهم آمده با هم غذا مىپختند و تفريح ميكردند . ظاهرا اين عيد فقط در بعض نواحى ايران معمول بوده است « 2 » . مهرگان يا عيد مهر ، كه در 16 مهرماه ( روز مهر از ماه مهر ) واقع ميشد ، عيدى بسيار بزرگ بشمار ميرفت . چنان كه گفتيم در قديم الايام اين عيد روز اول سال بوده و آثار مبداء سال بودن ، در مراسم اين جشن هنوز باقى مانده است . عيد مهرگان هم مثل عيد نوروز ، بيادگار حوادثى ، كه در آغاز آفرينش جهان رخ داده و به ياد وقايعى كه در تاريخ داستانى مذكور است ، وضع شده بود . در اين روز پادشاهان ايران تاجى بر سر مىنهادند ، كه صورت آفتاب ، در ميان چرخى گردان ، بر آن منقوش بود . هنگام طلوع آفتاب ، يكى از سپاهيان ، در حياط قصر سلطنتى ايستاده فرياد ميزد : « اى فرشتگان « 3 » بعالم فرود آييد و شياطين و بدكاران را بزنيد و از دنيا برانيد ! » . در روز مهرگان ، خوردن انار و استشمام گلاب را اسباب صيانت از بدبختى ميدانستند « 4 » . در اول ماه آذر ، عيد « وهار جشن » يعنى « عيد بهار » بود ، زيرا كه در عهد خسروان ، ( يعنى در زمانى كه تقويم‌ها مختل شده بود ) اول آذر ماه با آغاز فصل بهار مصادف ميشد در ازمنهء اسلامى اين عيد را « خروج الكوسج » ميگفتند . مردى

--> ( 1 ) - آثار الباقيه ص 220 ، ترجمه 6 - 205 . ( 2 ) - ايضا ص 222 - 221 ، ترجمه ، ص 207 . ( 3 ) - اصطلاح پهلوى آن يزدان ( يزت ) و يا شايد امهرسپندان ( امش‌سپنت ) بوده . ( 4 ) - آثار الباقيه ، ص 23 - 222 ، ترجمه 8 - 207 .