آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

216

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

سه هزار سال از عمر دنيا باقى نمانده بود . در آخر هر هزار سال از ذريه زردشت كه در درياچه‌اى پنهان است ، يكنفر منجى يا سوميانس « 1 » ( در اوستا : سوشيانت ) بطور خارق العاده قدم بعالم هستى مينهد . در وقت تولد آخرين منجى كه سوشيانس خاص باشد . جنگ قطعى بين خير و شر درميگيرد . دليران و ديوان داستانى مجددا براى نبرد به دنيا ميآيند و عاقبت همه مردگان برخيزند و ستاره دنباله‌دار موسوم به گوچهر « 2 » بر زمين افتد و زمين مشتعل گردد ، بقسمى كه همه معادن و فلزات گداخته شوند و چون سيل سوزان جارى گردند . جمله آدميان از زندگان و مردگانى ، كه زنده شده‌اند ، بايد از اين سيل بگذرند و آن سيل براى نيكان چون شير گرم و ملايم خواهد شد . مردمان پس از اين امتحان ظاهر شده ببهشت درآيند . بعد از آخرين مبارزه كه خدايان با ديوان كنند ، جنود اهريمن شكسته شود و اهريمن الى الابد در ظلمات فرو رود ، زمين صاف و مسطح گردد و جهان پاكيزه و مطهر شده ، بىشايبه كدورتى ابد الاباد بماند . اين حالت را « 3 » فرشكرد « 4 » گويند ، كه بمعنى تصفيه و تجديد است ( در اوستايى فرشوكرتى « 5 » ) . نيبرگ در چند مقاله مندرج در مجلهء آسيايى ( شماره اول سنه 1929 ، ص 193 و ما بعد و شماره دوم ، 1931 ، صفحه 1 و ما بعد و 193 و ما بعد ) با دقت نظر فوق العاده مطالب و اشارات پراكنده‌اى ، كه در فصل نخستين كتاب بندهشن راجع بتكوين عالم هست بيرون كشيده و تنظيم كرده است « 6 » . از جمله ثابت مىكند ، كه در فصل اول

--> ( 1 ) - Soshyans ( 2 ) - Gotchihr ( 3 ) - معنى اين اصطلاح دينى تبديل صورت Transfiguration است ( شدر ، صورت اصلى الخ ، ص 114 ) . مقايسه شود با لومل ، مجله ايران و هند ، ج 1 ، ص 29 و بعد ؛ يونكر Worter und gachen ، 12 ، ص 132 و ما بعد : نيبرگ ، مجله آسيايى 1931 ، ص 86 و ما بعد . ( 4 ) - Frashkard ( 5 ) - Frashekereti ( 6 ) - در قسمت اول اين سلسله مقالات مؤلف فصل اول و سوم بندهشن و چند قسمت -