آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
213
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
ميگفتهاند ) و آتشى است كه در استعمالات عادى به كار ميرود ، و هوفريان « 1 » يعنى آتشى ، كه در جسم مردم و جانوران است ، اوروازشت « 2 » آتشى كه در نباتات پنهان است ، وازشت « 3 » آتشى ، كه در ابر است ، در ابر است ، يعنى صاعقه ، سپنشت « 4 » آتشى كه در بهشت در حضور اهورمزدا ميسوزد . ظاهرا شكوه و اقبالى ، كه پيوسته همراه شاهنشاهان حقيقى آريايى بوده ، يعنى خورنه « 5 » ، كه در زبان پهلوى خور « 6 » و در فارسى فر شده است ، مظهر ناسوتى اين نوع پنجم از آتش بوده است « 7 » . آتش مشخص و مجسم را ، كه در اوستا آتر « 8 » و در زبان فارسى متوسط آذر « 9 » مىباشد ، اكثر پسر اهورمزدا خوانده شده . عيسويان گاهى آتش مقدس زردشتيان را دختر اهورمزدا ناميدهاند ، چنان كه هشو نام كشيش عيسوى كه از روى خشم آتش يكى از آتشكدهها را خاموش كرد ، گفته است : « نه آن خانه خانه خدا ، نه آن آتش دختر خدا بود ، بلكه دخترى بود دستخوش هوس شاهان و گدايان ! » « 10 » اما احتمال ميرود ، كه اعتقاد باينكه آتش دختر اهورامزد است ، از جمله تغييراتى باشد ، كه نزد ارمنيان زردشتى صورت گرفته است ، زيرا كه در آثار عاميانه ارامنه ،
--> ( 1 ) - Vohufryana ( 2 ) - Urvazishta ( 3 ) - Vazishta ( 4 ) - Spenishta ( 5 ) - Xvarenah ( 6 ) - Khvarr ( 7 ) - دارمستر ، زد - اوستا ، ج 1 ، ص 151 و بعد . هرتل ، آتشپرستى آريائيها ، l ، ص 16 و آتش شاهى و آتش پيروزى در اوستا Die awestischen Herrschafts - und Siegesfeuer ( رسالات آكادمى ساكس ، 1931 ) . ( 8 ) - atar ( 9 ) - Adhur ( 10 ) - هوفمان ، ص 35 .