آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
193
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
سپاه تا زمان خسرو اول سپاه ايران در زير فرماندهى يكنفر سردار بزرگ موسوم به ايران سپاهبذ « 1 » بود « 2 » . اين سردار اختياراتش بمراتب بيشتر از يك نفر ژنرال فعلى بود . وى در عين حال وزير جنگ و فرمانده كل نيرو محسوب مىشد و در عقد صلح اختيار وافى داشت . از اينكه سردار مذكور عضو دايره كوچك مشاوران شاهنشاه بود ، چنين برمىآيد ، كه تشكيلات و اداره كل سپاه كشور را در عهده داشته و بعنوان وزير جنگ كارهاى ادارات جنگى را تمشيت مىداده است . معذلك بايد بخاطر داشت ، كه اختيارات وزرگ فرمذار محدود نبود و همواره ميتوانست در كارهاى لشگرى دخالت كند و شخص شاهنشاه نيز در امور وزارت جنگ ، كه از ادارات مهم دولت بوده ، غالبا مداخله مستقيم ميكرده است . اغلب سلاطين ساسانى علاقه شديد بجنگ داشته و در اعمال نظامى شركت مىجستهاند ، از اين جهت ميتوان فرض كرد ، كه ايران سپاهبذ در زمان پادشاهانى ، كه خود طبع سلحشورى داشتهاند ، چندان قدرت و استقلالى دارا نبوده است . اما در خصوص سرداران دوره اول عهد ساسانى ، نمىتوان گفت كدام يك مقام ايران سپاهبذ داشتهاند . در كتب مىبينم ، كه گاهى فرماندهان بعض نواحى ايران را هم سپاهبذ مىگفتهاند « 3 » . و ظاهرا شاهنشاه كنار نگان و مرزبانان و غيره را
--> ( 1 ) - Eran - Spahbadh ( 2 ) - تمام اين عنوان در كارنامگ ، بخش 10 ، فقره 7 موجود است ، نلدكه ، مقالات بتسن برگر ، 4 ، ص 61 . ( 3 ) - در بعضى كتب « تاريخى چندين بار صحبت از سپاهبذ سواد ( بين النهرين ) بميان مىآيد . وستهم پس از مرگ يزدگرد اول ( دينورى ، ص 57 ) ، و شاهپوهر ، پسر وهرام ، در زمان گواذ اول ( نهاية ، ص 226 ) داراى اين مقام بودهاند . نگاه كنيد به ضميمه دوم .