آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

185

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

خزانه‌دار سلطنتى گويا لقب گنجور « 1 » داشته است . بعقيده آقاى هرتسفلد نگهبان مسكوكات داراى لقب گهبذ « 2 » بوده است . مهمترين درآمد دولتى خراج ارضى و باج شخصى بود « 3 » . باج شخصى بدين طريق وصول ميشد ، كه مبلغ وصولى را دفعة در اول سال تعيين ميكردند و مأمورين اين مبلغ را ببهترين اسلوب ، كه ممكن بود ، در ميان موديان توزيع مينمودند . توزيع خراج ارضى در ميان رعايا به اين ترتيب بود ، كه پس از تقويم محصول هر بلوكى ، به نسبت حاصلخيزى زمين از يك ششم الى يك سوم حاصل را دولت ميگرفت « 4 » ، معذلك مأمورين وصول در هنگام توزيع خراج و وصول آن اجحافات بسيار ميكردند و چون مطابق اين روش سال بسال درآمد دولت تغيير ميپذيرفت ، ممكن نبود پيشاپيش وضع ماليه را معلوم و مصارف را تخمين نمود . علاوه بر اين بازرسى آن هم اشكال فراوان داشت و اكثر نتيجه اين ميشد ، كه چون جنگى فرا ميرسيد ، پول در خزانه نبود ، آنوقت وضع خراجهاى فوق العاده ضرور ميشد و اين قبيل خراجهاى فوق العاده تقريبا بطريق انحصار بر ايالات ثروتمند غربى ، خاصه ايالت بابل ، تحميل ميگرديد .

--> ( 1 ) - كعبه زردشت ، سطر 33 ، هوبشمان ، صرف و نحو ارمنى ، ج 1 ، ص 126 . به زبان پارسى باستان آن را گنزبر ganzabara ميخواندند ر ك به ايلرس ، نامهاى كارداران ، I ، ص 123 . ( 2 ) - پايكولى ؛ لغت‌نامه ؛ شماره 247 . ( 3 ) - لغت پهلوى ماليات ارضى خراگ Kharagh بوده ( كلمه عربى خراج از آنجا آمده ) . ظاهرا اين كلمه در زمان هخامنشيان از زبان آرامى گرفته شده . ر ك كنيد به مقاله هنينگ تحت عنوان : « خراج عربى Orientalia « Arabisch harag ، 4 ؛ رم 1935 ، ص 93 - 291 . ( 4 ) - يا طبق دينورى ( ص 72 ) از يكعشر تا نصت محصول ، دورى يا نزديكى به شهر را هم به حساب ميآوردند .