آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

178

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

يكى بهگ و ديگر جانشين او آذربذى مهرسپندان ، كه در عهد شاپور دوم ميزيسته است . بعد از او مهروراز و مهراگاويذ « 1 » و مهر شاهپور ، كه در عهد وهرام پنجم بوده ، و ديگر آزاذشاذ ، كه در زمان خسرو اول اين مقام را داشته است « 2 » . رياست عاليه همه امور روحانى با موبذان موبذ بود ، كه در جميع مسائل نظرى دين و اصول و فروع عملى آن فتوى ميداد و سياست روحانى را در دست داشت . بىشبهه موبذان موبذ حق عزل و نصب مأمورين روحانى را دارا بوده ، ولى بنابر ظواهر امور شخص او را پادشاه به اين مقام نصب ميكرده است . از اختيارات او يكى آن است ، كه اگر در بعضى نواحى نسبت بدين رسمى كشور نغمه مخالفتى برميخاست و بنا برسم زمان محكمه خاصى براى تحقيق و تفتيش امر داير ميشد ، شخص او نيز در آن محاكمه دخالت تام مىيافت « 3 » . شاه در جميع مواردى ، كه با مذهب تماس داشت « 4 » ، راى موبذان موبذ را ميخواست . اين شخص ، از آنجا كه هادى معنوى و مشاور روحانى سلطان بود ، در تمام شئون كشور نفوذ فوق - العاده داشت « 5 » . تشريفات مذهبى ، كه مستلزم اطلاع و تجربه مخصوص بود ، در معابد بوسيله

--> ( 1 ) - بندهشن ، وست ، فصل 33 ، چاپ انكلساريا ، ص 236 . ( 2 ) - برون ، منتخب اعمال شهداى ايران ، ص 213 . ( 3 ) - ر ك فصل ششم . ( 4 ) - مثلا ر ك طبرى ، ص 965 ، نلدكه ، ص 250 . ( 5 ) - راجع بمقام وست موبدان بطور كلى رجوع شود به شاهنامه فردوسى . مقايسه شود . با نهايه ، ص 240 و 227 ، كه طبق آن موبذان موبذ وصيت‌نامه شاه متوفى را باز نموده ، در مقابل پسر و جانشين او ميخواند . راجع بمقامى كه موبذان موبذ در موقع انتخاب پادشاه در بعضى از ادوار داشته ر ك فصل ششم . موبذان موبذ اعتراف شنو پادشاه محسوب مىشود ، طبرى ، ص 762 ، نلدكه ، ص 97 .