آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

179

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

هيربذان اجراء مىشد . هيربذ همان است ، كه در اوستا ائيشرپيتى « 1 » خوانده شده است خوارزمى « 2 » معنى لفظ هيربذ را « خادم آتش » گفته است . طبرى حكايت مىكند ، كه خسرو دوم آتشكده‌هايى بنا كرد و دوازده هزار هيربذ براى « زمزمه » ادعيه و سرودن اغانى در آن آتشكده‌ها برگماشت « 3 » . شرافت مقام هيربذان را همين بس ، كه هنگام تسلط عرب بر ايالت پارس ، در قرن هفتم ، يكنفر هيربذ در آن‌جا فرمانفرما بود و رياست مذهبى را نيز در عهده داشت « 4 » . در بعضى ادوار عهد ساسانى رئيس كل هيربذان ، هيربذان ، بعد از موبذ بزرگ ، در رتبه اول قرار داشته است « 5 » . يكى از هيربذان معروف تنسر است ، كه در تأسيس و تشكيل دين رسمى زردشتى با اردشير بابكان همدست بود « 6 » . ديگر زروان داذ پسر مهرنرسه است ، كه « پدر او را نامزد امور مذهبى و قضايى كرده بود » « 7 » . ازين عبارت طبرى استنباط مىشود ، كه انجام بعضى امور قضايى هم از وظايف هيربذان بوده است . مسعودى صراحة گويد « 8 » ، كه هيربذان به سمت قاضى فتاوى صادر ميكرده‌اند .

--> ( 1 ) - aethrapaiti ( 2 ) - مفاتيح العلوم ، چاپ فان‌فلوتن ، ص 116 ؛ اونوالا ، مجله كاما 1928 ، ص 4 و 13 . ( 3 ) - طبرى ، ص 42 - 1041 ، نلدكه ، ص 353 . محققا در اين عدد اغراق‌گويى شده . يعقوبى ( چاپ هوتسما ، ج 1 ، ص 202 ) كلمه هيربذ را « حافظ آتش » معنى مىكند . در نهاية ( ص 228 ) آمده است ، كه هيربذان ميربذ بشاه اطلاع داد ، كه آتش مقدس خاموش شد ( پايين‌تر را به‌بينيد ) . ( 4 ) - در فصل سوم ، جزئيات راجع بآتشكده و عبادت ذكر شده است . ( 5 ) - نگاه كنيد بضميمه دوم . ( 6 ) - دينكرد ، چاپ پشوتن سنجانا ، ج 9 ، ص 450 و 456 ، ترجمه ، ص 569 و 578 . كريستنسن ، AO ، ج 10 ، ص 47 - 45 و نيز مقايسه شود با فصل سوم كتاب حاضر . ( 7 ) - طبرى ، ص 869 ، نلدكه ، ص 110 . ( 8 ) - مروج ، ج 2 ، ص 156 .