آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
160
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
نهاوند ( در سرزمين ماد ) ، سورن در سيستان ، اسپندياذ در اطراف رى ، و اسپاهبذ در دهستان گرگان اقامت داشتهاند . از طرف ديگر ميدانيم ، كه سوخر « 1 » از تخمه كارن و مسقط الرأسش بلوك اردشير خورده واقع در پارس بوده است ( طبرى ، ص 873 و 877 ، نلدكه ، ص 210 و 136 ) ؛ نيز ميدانيم ، كه روى نزديك رى و ديهى نزديك نيشابور بنام سورن موسوم بوده است ؛ و هم ميدانيم ، كه مهر نرسه ، از خاندان اسپندباذ اهل قريه آبروان « 2 » واقع در دشت بارين « 3 » محال اردشير خوره واقع در پارس بوده است ، و اين قريه و قريهء ژيره « 4 » را در بلوك مجاور ، يعنى ناحيه شاپور ، از اجدادش ارث برد ( طبرى ، ص 870 ، نلدكه ، ص 111 ) . از اعضاء خانواده مهران ، وهرام چوبين ( طبرى ، ص 992 ، نلدكه ، ص 270 ) و پيران گشنسپ گريگوريوس ( هوفمان ، ص 87 ) از مردم رى بودهاند ، ولى رودخانه مهران در ايالت پارس نيز منسوب
--> ( مجموعهء مورخان بيزانسى Corp . script . Byz . ، ج 1 ، ص 374 ) اما بايد دانست ، كه معمولا مورخان بيزانسى نام خانوادگى ايرانيان را با القاب و عناوين آنان اشتباه مى - كردهاند مثلا زسيموس سورن راز Arkhe ميخواند و پروكوپيوس چنين پنداشته است ، كه مهران مقامى يا لقبى است و گويد كه پيروز سردار سپاه بمقام ميرانس Mirranes رسيد . هوبشمان ( دستور ارمنى ج 1 ، ص 41 ) گويد كه لفظ زيك Zik نزد فوستوس بيزانس ، و زكس Zekas نزد آگاتانجلوس را اين دو مولف نام خانوادگى پنداشتهاند و لقب مخصوص زيك مورد بحث را اضافه كردهاند . زيك و كارن ( زكس Zekas و كارنس Karinas نزد آگاتانجلوس ) دو تن از سرداران بزرگ شاپور دوم بودهاند ، و غير از كولاسس Cylaces و ارتابانس Artabanes هستند ، كه آميانوس ذكر كرده است ( نگاه كنيد ماركوارت فيلولوكوس ، ج 55 ، ص 213 و بعد . براى شناختن افراد معلوم خاندان زيك نامنامه يوستى را بهبينيد و نيز مقايسه شود با گزارش باستان ج 4 ، ص 57 . ( 1 ) - Sokhral ( 2 ) - abruvan ( 3 ) - Dasht - f - Baren ( 4 ) - Gireh