آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

161

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

به اين دودمان است ( نلدكه ، طبرى ص 140 ) « 1 » . از همه اين مطالب چنين نتيجه ميگيريم ، كه املاك و اسپوهران در سراسر كشور ايران پراكنده بوده ، مخصوصا در ماد و پارت ، كه مهد دولت اشكانى محسوب مىشود ، و در ايالت پارس ، كه منشاء دودمان ساسانى است . املاك خاندانهاى مزبور ، در اين ايالات نزديك بهم قرار داشت و تشكيل اقطاعات وسيعه و تيولات يك كاسه در آنجا ممكن نبود . ظاهرا همين نكته يكى از علل عمده‌اى بوده است ، كه بتدريج تيولداران بزرگ را در طى دوره ساسانى مجبور كرد ، تا در زمره نجبا و اشراف دربارى درآمدند و تا حدى وضع ملوك الطوايف را از دست دادند . اما تا زمانى كه جامعه قديم باقى بود ، و اسپوهران علاقه و انتساب باستانى خود را باديه ( ويس ) نگاهداشتند : مثلا هر وقت مورخان از منشاء يكى از واسپوهران نام برده‌اند ، غالبا اسم قريه‌اى را ذكر كرده‌اند . ظاهرا نجباى درجه اول ملوك الطوايف منحصر بهفت دودمان سابق الذكر نبوده‌اند . فوستوس بيزانسى « 2 » اسم سردارى را ذكر كرده است دماوند « 3 » نام ، از

--> ( 1 ) - راجع باعضاء خاندان كارن و سورن و مهران ، ر ك يادداشت‌هاى نلدكه ، طبرى ص 28 - 127 ، 39 - 438 و 40 - 139 ، راجع بسورن ر ك هرتسفلد ؛ پايكولى ، لغت‌نامه ، شماره 715 ، يوستى اين اسامى را تكميل كرده است ( نام‌نامه كلمات كارن . Karen ، سورن Suren ، ميثران Mithrana ) . راجع به اسپاهبذ ر ك يوستى ، كلمه اسپادينى Spadapati ، و هرتسفلد ، پايكولى ، لغات ، شماره 727 . راجع باسپندياذ ( كه در فارسى جديد بغلط اسفنديار خوانده‌اند ) ر ك نلدكه ، ص 439 بعلاوه مقايسه شود با ماركوارت مجله شرقى آلمان ، 49 ، ص 633 و ما بعد ، و ايرانشهر : ص 71 ، و هرتسفلد ، گزارش باستان ، ج 4 ؛ ص 64 و ما بعد ، هرمزدان ، سردار معروف يزدگرد سوم ، بيكى از هفت خاندان تعلق داشت ، ولى نميدانم كه بكدام ، مادرش از مردم خوزستان بوده و فرمانروايى اين ايالت ، كه مشتمل بر هفتاد شهر بود ، در خاندان او موروثى بود ( طبرى ، ص 2538 و 2543 ، بلعمى ، زتنبرگ ، ص 447 و ما بعد ) . ( 2 ) - لانگلوا ؛ ج 1 ، ص 262 . ( 3 ) - Dmavund