آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

156

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

خراسان و پادشاهى كوشان داشتند « 1 » . هرمزد اول ( هرمزد اردشير ) نيز حكومت ارمنستان داشت ( شاه بزرگ ارمنيان ) . بهرام اول با لقب ( گيلانشاه ) بر گيلان حكومت ميكرد . از پسران شاپور اول نرسه ( شاه آتى ) حكمران سيستان ( سكانشاه ) و شاپور حاكم ميشان ( ميشان‌شاه ) بود « 2 » و همچنين وهرام سوم حاكم سيستان ( سكانشاه ) بود و اردشير دوم والى اديابن « 3 » و وهرام چهارم فرمانفرماى كرمان بود و لقب كرمانشاه داشت ، هرمزد سوم نيز حاكم سيستان شد و عنوان سكانشاه يافت « 4 » . بزرگان وقتى كه خواستند . وهرام پنجم را از حق پادشاهى محروم كنند ، اين بهانه را پيش كشيدند ، كه چون هنوز فرمانفرمايى ايالتى نيافته است ، لياقت او معلوم نيست « 5 » . اما سياست شاهنشاه اقتضا نميكرد ، كه مقامات عاليه فوق را بطور موروث به اين شاهزادگان واگذارد « 6 » ، زيرا كه شاهنشاه ميخواست ، كه هرطور منافع مملكت اقتضا كند ، آن فرمانفرمايان را تغيير و تبديل بدهد . براى اين شاهزادگان و مرزبانان عنوان شاهى لقبى بيش نبود و تنها اين فايده را داشت ، كه آنها را در صف نخستين طبقات عاليه اجتماع قرار ميداد .

--> ( 1 ) - هرتسفلد ، پايكولى ( ص 41 ، 45 ، 47 ، 48 ) و سكه‌هاى كوشانى و ساسانى در « دفاتر باستان‌شناسى هند » Mamoirs of the Archeolog . Survey of India شماره 38 . ( 2 ) - كعبه زردشت ، سطر 23 - 22 ر ك ، هنينگ در بولتن شرقى ، ج 9 ، ص 846 و بعد . ( 3 ) - Adiabeae ( 4 ) - هرتسفلد در لغات پايكولى ( شماره 632 ) عناوين ديگرى را كه با كلمه شاه تركيب شده ، ذكر نموده است . زن شاه را بانبشن banbishn مىناميدند ؛ مثلا در كتيبه كعبه زردشت ( سطر 29 ) ملكه‌اى بنام ميشان بانبشن ذكر شده است . ( 5 ) - طبرى ، ص 858 ، نلدكه ، ص 91 . ( 6 ) - نامه تنسر ، دارمستتر ، ص 210 و 513 ، مينوى ، ص 10 .