آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

157

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

شاهزادگان مكلف بودند : كه « جمله بدرگاه بنوبت ملازم باشند » و تكاليف خود را بجا آورند « 1 » ، اما نبايستى در آنجا شغل معينى داشته باشند ، زيرا كه بنابر مندرجات نامه تنسر « اگر مرتبه‌جويى كنند بمنازعات و جدال و قيل‌وقال افتند حشمت ايشان بشود و بچشم‌ها حقير گردند . » واسپوهران ساسانيان اصول ملوك الطوايفى را از اشكانيان ميراث يافتند . به همين جهت در شاهنشاهى جديدى ، كه اردشير تأسيس كرد ، در مرتبه دوم از حيث درجات و مراتب ، طبقه مقتدر رؤساى طوايف را باز مىيابيم و در رأس آنان هفت دودمان ممتاز قرار دارند « 2 » . از اين هفت دودمان ، لا اقل سه خانواده در عهد اشكانيان حائز اين مقام عالى و ممتاز شده‌اند : كارن « 3 » سورن « 4 » و اسپاهبذ « 5 » ، كه همه از نژاد اشكانيان بودند و لقب پهلو « 6 » ، يعنى « پارت » داشتند . انتساب سلسله اشكانى را علامت امتياز ميدانستند و از اين‌رو بود ، كه از ميان ساير دودمانهاى ممتاز عهد ساسانيان بعضى اهتمام داشتند ، كه

--> ( 1 ) - نامه تنسر ، دارمستتر ، ص 210 و 513 ، مينوى ، ص 10 . بايد بخاطر داشت ، كه شهرداران در موقع تشريفات رسمى تيراندازى شاپور اول حضور داشته‌اند . ( 2 ) - نگاه كنيد نلدكه ، طبرى ، ص 437 . اعضاء اين هفت خاندان ممتاز ايران حق داشتند تاج بر سر نهند و از حيث نسب همرتبه شاهان بودند ؛ فقط تاج آنان از تاج شاهنشاهان ساسانى كوچكتر بود ( بلعمى ، زتنبرگ ، ج 3 ، ص 448 ) . ( 3 ) - Karin اكنون مىدانيم ، كه صورت صحيح اين نام Karin است ( كعبه زردشت ، سطر 28 و 30 ) ، نه كارين Karen ، مقايسه شود با بيلى ، بولتن شرقى ، ج 9 ، ص 232 . ( 4 ) - Suren ( 5 ) - Aspahbadh ( 6 ) - Pshlav