آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
149
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
و معنوى ملت ظاهر شد . بنابراين ، تغيير سلسله سلاطين فقط يك حادثه سياسى نبود ، بلكه نشانهء پيدايش روح جديدى در شاهنشاهى ايران بشمار آمد . دو چيز موجب امتياز دولت ساسانى از دولت متقدم است : يكى تمركز قوا و استوار ، ديگر ايجاد دين رسمى . اگر عمل نخستين را بازگشت به سنتهاى زمان داريوش كبير بشماريم ، عمل دوم را حقا بايد از مبتكرات ساسانيان بدانيم . اما اين ابتكار هم نتيجه تكامل كند سيرى بود ، كه در اين وقت پابدايره تحقق نهاد ، چنان كه سيزده قرن بعد تشكيل مذهب رسمى تشيع نيز به همين نحو نتيجه تحولات بسيار بود . در مدت چهار قرن ، كه دولت اردشير دوام يافت ، شرايط زندگانى عمومى و ادارى كشور « 1 » دستخوش تغييرات مختلف شد ، اما در كليات و اصول همان بناى ادارى و اجتماعى ، كه مؤسس سلسله پىافكند پا بكمال رسانيد ، تا پايان عهد ساسانيان بر يك حال باقى ماند . در اوستاى جديد جامعه ايرانى را بسه طبقه تقسيم كردهاند ، يكى روحانيون ( آثرون « 2 » ) ، ذيگر جنگيان ( رث ايشتر « 3 » ) ، ديگر كشاورزان ( واستريو فشوينت « 4 » ) . اين طبقهبندى از تقسيمات اجتماعى بسيار قديم است . فقط يك عبارت در اوستا ( يسناى 19 ، فقره 17 ) موجود است ، كه از طبقه رابعى نام مىبرد و آن طبقهء صنعتگران ( هويتى « 5 » ) است . چون نوبت ساسانيان رسيد ، تشكيلات جديد در جامعه پيدا شد ، كه آن نيز مبتنى بر چهار طبقه بود . تفاوت اين شد ، كه طبقه سوم را دبيران قرار دادند و
--> ( 1 ) - ما اين تغييرات را به ترتيب بمناسبت آن با حوادث تاريخى ذكر خواهيم نمود . ( 2 ) - athravan ( 3 ) - rathaeshtar ( 4 ) - vastryo fshuyant مقايسه شود با مقاله بنونيست موسوم به طبقات اجتماعى در روايات اوستايى ، مجله آسيايى 1932 ، ص 117 و بعد . ( 5 ) - Huiti