جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

67

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

هزينهء مسافرت با چاپار - ضمنا اين را هم مىتوانم ذكر كنم كه كرايهء اسب - هاى پستى يك قران ( 7 پنس ) در هر فرسخ ( معادل سه و نيم تا چهار ميل ) براى هر اسب است و حداقل تعداد معمولا يك اسب براى سوارى خود مسافر و يكى براى نوكر هموطنش « 1 » و يكى هم براى شاگرد چاپار است كه اسبها را نزد صاحبش پس مىبرد . به اين ترتيب كه اسبها را جلو مىاندازد و خود از عقب مىتازد و هرگاه مسافرى بار و اسباب بسيار داشته باشد يك اسب ديگر هم ضرورى خواهد بود ، ولى از غرابت‌هاى اين حيوان كه چموش‌تر از آن است كه با افسار رانده شود اين است كه تا فرصتى پيش آيد از راه منحرف و در بيابان بىانتها ناپديد مىگردد كه بايد به دنبالش افتاد و با شلاق بازآورد و اين حركت موجب تأخير كار سفر و هم بقدرى مايهء ناراحتى مىشود كه بسا كسان كه آسان از افزايش بار و بساط احتراز دارند ، مقدار لوازم شخصى خود را ناچار محدود مىكنند و چنان كه به زودى نشان خواهم داد حيرت‌آور است كه بوسيلهء همان سه اسب مورد احتياج اولى چه مقدار معتنابهى لوازم و بار حمل مىتوان كرد . كرايهء اسب در هر منزل بايد پيشكى به چاپاردار يا مأمور پست در چاپارخانه كه اسبهاى تازه به كار گماشته مىشوند پرداخت شود و مرسوم اين است كه در پايان هر منزل يك قران هم در هر منزل معمولى و يا دو قران براى هر منزل طولانى به پستچى كه همراه مسافر آمده است پرداخت گردد . من حتى يك‌بار هم در تمام خط سير 1200 ميل پستى خود كمترين علامت امتنان از اين افرادى كه بىعاطفگى آنها محرز است نديده‌ام حتى با وجود حس خوش‌آيندى كه از دريافت انعام ناشى مىگردد باز هرگز تغيير رفتار نمىدهند و بر سبيل تصادف نيز تشكر نمىكنند و چون خود ايرانىها به ندرت انعام مىپردازند من حدس مىزنم آنها مسافر اروپائى را كه از راه ساده‌لوحى به رايگان شلينگى از دست مىدهد با ديدهء تحقير مىنگرند .

--> ( 1 ) - من به مثابهء يك قاعدهء گرانبها مىتوانم بگويم كه هيچ‌وقت نوكر اروپائى نبايد همراه داشت مگر آنكه مسافر قصد داشته باشد با كاروان سفر كند كه در اين صورت او فرد اضافى بر دستهء سواران مىشود كه شايد گاهى وجودش مفيد واقع شود ، ولى درهرحال علامت تشخص خواهد بود .