جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

715

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

اردشير بابكان شركت داشته و در پيشگاه اهورامزدا ايستاده‌اند كه همان حالتى است كه در بعضى از سكه‌هاى زمان اردشير ديده شده است و آن تن بر خاك افتاده احتمالا هيكل آرتابان ( اردوان ) آخرين پادشاه اشكانى است . بيستون - در بيست و چهار ميلى مشرق كرمانشاه رشتهء تخته‌سنگ باشكوهى است كه 1500 پا ارتفاع دارد و راجع به آن اشاره كرده بودم . وسعت و پهناورى آن به اندازهء شيب تندى كه دارد جالب‌توجه است . در قسمت صاف آن ارتفاع 300 پا از كف زمين كتيبهء منقور داريوش فرزند هيستاسب ( ويشتاسب ) با خط ميخى دربارهء پادشاهى قرين كاميابى اوست كه در حدود پنجاه سال پيش اولين دفعه بوسيلهء سر . اچ . رالينسن خوانده و معلوم شده است . اين نام گاهى بهستون و يا بيستون نوشته و تلفظ مىشود و همان است كه نويسندگان عهد قديم بغستان « 1 » نوشته‌اند بيستون ممكن است بيست ستون و يا بىستون باشد ، ولى بغستان را دانشمندان معاصر « مأواى خدايان » تعبير كرده‌اند كه همان عنوانى است كه از طرف ديودروس ( ديودور ) سيكولوس « 2 » به آن داده شده است . هرگاه شرح وى دربارهء كتزياس « 3 » معتبر باشد ، كنده‌كارى سيميراميس را كه او اظهار داشته است هنگام پيشروى از بابل تا اكباتان از آنجا گذشته و دستور داده است كه تصوير وى و صد تن از گارد او را بر تخته‌سنگ منقور سازند . لابد جانشين‌هاى او از بين بردند و شايد هم به مرور زمان از ميان رفته باشد . پيش از آنكه رمز الفباى ميخى كشف شده باشد ، اروپائيان اين صخره‌هاى سنگين و كنده‌كارىهاى آن را بنابر شرحى كه در سفرنامه‌ها مندرج است مىشناخته‌اند ، ولى براى درك بىاطلاعى ايشان كه سبب اظهارنظرهاى جسورانه‌اى شده بود و اينكه پر و بال حدس و خيال تا چه اندازه ايشان را گمراه كرده بوده است به قياس‌هاى شاعرانه كرپرتر اشاره مىكنم كه وى گمان كرده بود حجارى اصلى تصوير شلمانزر « 4 » و ده قبيلهء اسير بنى اسرائيل است . گاردان فرانسوى آن را حضرت

--> ( 1 ) - Munus Bagistanus به نظر من ترجيح در اين است كه بغستان را باغستان ترجمه و يا ادغام همين نام تلقى نمود . ( 2 ) - Diodorus Siculus ( 3 ) - Ctesias حكيم يونانى . ( 4 ) - Shalmaneser