جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
716
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
مسيح و دوازده تن حواريون پنداشته بود و كپل « 1 » تصور كرده بود رديف اسيران خدمهء استر بودند كه ملكه در رأس عده ايستاده و از پيشگاه پادشاه اهاسوروس « 2 » عفو هموطنانش را استدعا مىكرده است . كتيبههاى داريوش - اكنون بر ما روشن است كه نقشهاى برجسته از پيكر داريوش و جماعت سركشانى است كه بر آنها چيرگى يافته و آنها را از گردن به يكديگر بستهاند و پاشنهء شهريار در بدن بر خاك افتادهء يكى از ايشان فرورفته است . پشت سر پادشاه دو دلاور جنگى ايستادهاند و تير و نيزه در دست دارند . حقارت منكوبان نيز از جثهء خرد و حقير آنها نشان داده شده ، اما عظمت شهريارى ايجاب كرده است كه پيكر عظيم ابرمردان داشته باشد و براى آنكه جاى ترديد باقى نمانده باشد لوحههائى با اسامى كه اشاره شده است در بالاى سر پادشاه و اسيران ديده مىشود . بر بالاى سر خود شهريار شرح زير منقور است . « من داريوش شاه هستم ، شاهنشاهم ، پادشاه ايران زمينم ، شاه بزرگ ايالاتم ، فرزند هيستاسپ و نوادهء ارشام هخامنشى هستم ، داريوش شاه مىگويد : پدرم هيستاسپ بود و پدر او ارشام و پدر ارشام آريا رامنس و پدر او چشپش « 2 » و پدر او نيز هخامنش بود . داريوش شاه مىفرمايد كه ما به همين مناسبت هخامنشيان نام داريم اصل و تبار ما از روزگار بسيار قديم است و از همان روزگاران هم اجداد ما شاه بودند . داريوش شاه مىگويد كه در نسل و تبار ما هشت تن قبل از من شهريار شدهاند و من نهمين پادشاهم . از ديرزمانى پيش يا با نسب مضاعف ما بر سرير پادشاهى جا داشتهايم . داريوش شاه بيان مىكند كه با عنايت اهورامزدا من شاه هستم اهورامزدا مرا اين امپراتورى ارزانى فرموده است . داريوش شاه مىگويد : اينها سرزمينهائى است كه به من تعلق دارد و با عنايت پروردگار من شهريار آنها شدهام : ايران ، شوش ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر و كشورهائى كه در ماوراء درياهاست ( يعنى جزاير مديترانه ) اسپارت ، ايونى ،
--> ( 1 ) - Keppel ( 2 ) - Ahasuerus