جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
697
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كلدانى ، ترك و ارامنه هستند و مىتوان گفت كه از ارمنستان تركيه در شمال تا جلگهء ميانهء دجله و جبال لرستان در جنوب امتداد و در بيشتر اين پهنا و حدود وضع مشتركى با ايران دارد . اصل و تاريخ كردها - اصل و نسب كردها داستانى دراز دارد و شايد هم بتوان گفت كه موضوعى روشن و قطعى نيست ، بنابراين بحث طولانى آن در اينجا نارواست . در اينكه آيا اصل و تبار ايرانى يا تورانى دارند و يا اينكه همان گاردو يا گوردو يا گوتوها هستند كه در روزگار قديم در زمان هيتىها و اكدىها در آن حدود داراى وضعى ممتاز بودند و كوهستانات شمال آشور را در تصرف داشتند و پس از سقوط نينوا در اثر مهاجرت دستهجمعى افراد آريائى در همان دوره به آن حدود رنگ ايرانى گرفتهاند از سؤلاتى است كه تاكنون كسى جواب وافى و كافى نداده است و بدين مناسبت من هم از پرداختن به اين موضوع معذورم ، ولى درهرحال مىتوان براى كردها قدمت تاريخى آبرومندى ذكر كرد ، بخصوص اگر ايشان چنان كه احتمال قوى نيز هست همان كردوچى مذكور در كتاب كزنفون ( شايد كودرهاى كتيبههاى خط ميخى ) باشند كه درست در همين نواحى و سامان هنگام عقبنشينى « ده هزار نفر » آنها را تارومار و آزار كردند . از لحاظ سرزمين و سيرت و نام ( با آنكه قسمت آخرى را خيلىها باور ندارند ) اين دو گروه قديم و جديد يكى مىنمايند و باهم مربوطاند و اگر دوران نامعلوم را هم كنار بگذاريم مىتوانيم براى ايشان نام و نشان ارجمندى در تاريخ بيابيم كه هنوز هم آن وضع را حفظ كردهاند و با آنكه به امپراتورىهاى متعددى كه بر آسياى غربى دست يافتهاند مثل مقدونى ، رومى ، پارتى ، بيزانتين ، تاتار ، ايران و عثمانى ضميمه شدهاند ، باز همواره خارى در پهلوى تمامى فرمانروايان خود بودهاند . بنابر قول ابو الفدا ، صلاح الدين معروف جنگهاى صليبى از تبار كرد بوده و همچنين ادريسى مورخ نامى ، و او وقتى كه سلطان سليم اول اين ناحيه را در جنگى از چنگ شاه اسماعيل ، اولين پادشاه دودمان صفوى ايران