جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

698

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

در سال 1514 م . درآورد از جانب سلطان فاتح مأمور شد كه سرزمين اين افراد بىآرام را نظم و سامانى بدهد . يك قرن بعد در سال 1939 م . قراردادى بين سلطان مراد چهارم و پادشاه صفوى سرحد بين دو امپراتورى را تعيين كرد كه كم‌وبيش همان مرزى است كه از آن پس همواره بوده است و از آن موقع هم تقسيم طوايف كرد به قسمت‌هاى ايرانى و ترك مسجل گرديده است . در هردو طرف سرحد وضع و حال كردها روى هم‌رفته مبهم است . آنها مردمى بشمار مىروند كه ادبياتى ندارند و تقريبا بدون تاريخ‌اند . حس قبيله‌اى در ميان ايشان بسيار قوى است و در صورتىكه دولت‌هاى مركزى مداخله‌اى در كار آنها ننمايند كه از ترس نمىكنند ، بعضى از سركرده‌هاى ايشان وضع استقلال‌آميز قرين عدالت ندارند . در حدود شصت سال پيش در 1834 تركها با رهبرى رشيد محمد پاشا در صدد برآمدند كه اين سيستم را نابود و آن حدود را ولايت كنند و كردستان را والىنشين سازند . در صورتى كه در كردستان ايران كه بواسطهء وسعت كمتر ، موضوعش كم‌اهميت‌تر است خاندان قاجار و بخصوص پادشاه كنونى سعى كرده است كه اتحاد و پيوستگى طوايف خطرناك و مزاحم را درهم شكند و قدرت حكومت مركزى را در آنجا استوار سازد . بنابراين درحال‌حاضر كردها با آنكه به قانون كمتر ممكن است احترام نمايند ، در هردو كشور همجوار بيش از هر موقع ديگر تاريخ آرام و با انضباط مىباشند . مذهب و زبان - در اينجا منظورم بيشتر كردهاى ايرانى است . بنابراين توضيحاتى را كه فقط به كردهاى عثمانى مربوط باشد از قلم خواهم انداخت ، هرچند آنچه راجع به دستهء اول ذكر شود خواه و ناخواه شامل كردهاى سمت تركيه نيز خواهد شد . كردها تحصيلات و سوادى ندارند ، ولى سنى و تابع فرقهء شافعىاند كه يكى از چهار شعبهء رسمى اسلامى بشمار مىرود ، متعصب‌اند ، نه از آن جهت كه غالبا هم تصور مىشود طبع و اخلاق تعصب‌آميز دارند ، بلكه بواسطهء آنكه