جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

696

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ارامنه كه از نسطوريان كمتر بارورند و كمتر باهم مىآميزند و به زندگانى در خانه چندان پابند نمىباشند از قرار معلوم در هر خانواده حد متوسط شش نفر دارند كه در اين صورت جمع آنها 28890 نفر مىشود كه با نسطوريها مجموع سكنهء مسيحى آذربايجان 72890 نفر خواهد شد . ارامنهء ايران به اندازهء نسطوريها جالب‌نظر نيستند و از افراد تنگدست و آرام‌پذير نسطورى كمتر قابل اعتمادند . ايشان به مسافرت علاقه‌مند و استعداد كسب افكار انقلابى و طبع و ميل نيرنگ‌بازى و اغتشاش دارند . سراسقف آنها در ايران كشيشى مقيم تبريز است و از آنجا حتى الامكان در كار هيئت‌هاى مذهبى مانع فراهم مىسازد و كليهء عدهء كاتوليك آنها در مرز روسيه و در خاك آن دولت يعنى در اچميازين سكونت دارند ، ولى داستان ارامنه بيشتر به دولت عثمانى مربوط مىشود و كمتر با ايران ارتباط دارد . ازاين‌رو من هم شرح بيشترى در اينجا ضرور نمىدانم ، اما وقتى كه موضوع جلفا مطرح مىشود باز دربارهء ايشان مطالبى خواهم گفت . كردستان - بعد از داستان نسطوريان و ارامنه ، كارى آسان و بلكه طبيعى است كه موضوع دشمن آنها يعنى كردها مطرح شود و اين از تصادفات حيرت‌انگيز روزگار است كه مسكن آنها در اين نقطهء كرهء ارض يعنى در مجاورت دو و يا شايد سه گروه از افراد بشر واقع شده است كه از لحاظ سيرت و اخلاق و نژاد و مذهب باهم سخت تفاوت دارند و انديشهء الحاق و پيوستگى آنها هميشه به آشوبهاى اصلاح‌ناپذير و بىانقطاع منجر گرديده است و اگر آنها از يكديگر دورى و فاصله مىداشتند هر دسته با صفات و خصايصى كه دارند ، به جاى اختلاف و ستيز در نقار بين‌المللى مىتوانستند نقش ارجمندترى ايفا كنند . كردستان كه ذكرش در سفرنامهء سياحان همواره آمده است فقط اصطلاح مناسب جغرافيائى سراسر آن خطه‌ايست كه مىگويند 50000 ميل مربع مساحت دارد و خانه و مسكن كردهاست . اين منطقه سرحدات طبيعى يا سياسى ندارد ، هم در خاك عثمانى است و هم در سرزمين ايران و در ميان آنها عناصر ايرانى ،