جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

667

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

وفادارى نسبت به تخت‌وتاج - فريزر كه به سال 1834 در آذربايجان بود نتايج خانمانسوز سيستمى كه فتحعلى شاه فرزندان ذكور خود را تقريبا بر تمام رشته‌هاى حكومت در سراسر مملكت گماشته بود چنين اظهارنظر نمود : « بارزترين نتيجهء اين وضع امور بيزارى كامل و عمومى مردم از نسل و تبار قاجار ، و اين علاقهء قلبى نيز ورد زبان همگان است » . ولى همانطورى كه در خراسان نيز احساسات مشابهى حتى تا زمان مسافرت مگ‌گرگور در سال 1875 وجود داشته و در عهد سلطنت اقتدارآميز و امتنان‌انگيز شهريار كنونى از بين رفته ، به همين وجه گناهان عموهاى او يعنى فرزندان فتحعلى شاه بارور نيز فراموش و در آذربايجان بخشوده شده است . اهالى ترك زبان اين سامان نه فقط خصومتى نمىنمايند ، بلكه به خاندانى كه زبانش تركى است ارادت هم مىورزند . در ميان اين اتباع شيعهء همايونى و افراد سنى عثمانى در آن سوى مرز چنان نفرت و كينه‌اى هست كه محلى براى ابراز نارضامندى سياسى از جانب اهالى آذربايجان نيست و شايد درحال‌حاضر آذربايجان وفادارترين ايالات سرحدى ايران باشد . سكنهء آن ( غير از كردها كه در جاى ديگر راجع به ايشان سخن خواهم گفت و شرط احتياط نيست كه وفادارى ايشان را به هيچ طرفى با اطمينان نسبت داد ) كه نسل و تبار متفاوتى دارند به مراتب بيشتر از مردم ديگر ايران كه تسليم و فرمانبردارند سرسخت و متكى به خويش بشمار مىروند ، و مىتوان اظهار كرد كه در صورت ضرورت مقاومتى در جلو لشكر مهاجم خارجى با وجود مجاورت سرزمين ايشان به خاك روسيه ، آذربايجانىها بهتر از مردم خراسان در صدد استقامت برخواهند آمد . نظريات روس - بطورىكه تا اندازه‌اى هم طبيعى است به روسيه نسبت مىدهند كه مانند خراسان به اين ايالت نيز بىنظر نيست ، همچنانكه بعد از جنگ 1857 به گمان خيلىها كه وارد و صاحب‌نظرند انگلستان كار