جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
660
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
زلزله - تاريخ تبريز مشحون از وقايع و بايد گفت وقايع توأم با رنج و بدبختى بوده است و چون به ناحيهء مرزى بسيار نزديك است ، غالبا اولين قربانى لشكريان مهاجم گرديده و به دست عربها ، سلجوقيان ، عثمانىها و روسها افتاده و آنچه هم كه از قهر فتوحات يا هرزگى غاصبان باقى مانده بود طبيعت در ويرانى آن كوشيد . اين شهر از آفات زلزلههاى شوم و متعدد خراب و دوبار در گذشته بر اثر همين صدمه با خاك يكسان شد . در سال 1392 م . تيمور آنجا را تسخير كرد و هرجا كه او پا نهاد آبادىهاى بجا مانده از قهر طبيعت را برباد فنا داد . طى دو قرن اخير پنج دفعه به كلى ويران شد . تاريخنويسى معتبر ( كروزينسكى ) روايت مىكند كه در زلزلهء 1721 م . هشتاد هزار تن به خاك هلاك افتادند . راوى معتبر ديگرى مىنويسد كه نصف همين عده در زلزلهء سال 1780 نابود شدند . پس بعيد نيست شهرى كه اينهمه آفت ديده از رفاه زندگانى كمتر نصيب داشته و كوچههاى آن بىجلوه و باريك باشد و عمارتهاى عمومى ممتاز هيچ نداشته و يا تعداد آنها بسيار محدود باشد . بيشتر خانه - هاى آن يك طبقه و كوتاه است . برپا ساختن بناهاى رفيع در آنجا چه حاصلى دارد وقتى كه شايد بواسطهء زلزله در زير گوش بانى آن واژگون شود . تاريخ قديم - روايتى قديم اصل نام اين شهر را به سپاسگزارى زبيده زن مشهور هارون الرشيد نسبت مىدهد كه در اثر هواى سازگار آنجا تب او قطع شده بود و ازاينرو آن نقطه را تب ريز ناميد . اين قول و تعبيرات گوناگونى كه حس كنجكاوى سياحان اروپائى را در قرن هفدهم برانگيخته است نبايد زياد جدى گرفت . تبريز كلمهاى آريائى مستخرج از تب يا تاب به معنى گرم و نيم گرم و رز و ريز و رش نيز از مصدر ريختن است بنابراين معنى آن گرماريزان و ناشى از چشمههاى آب گرم است كه در مجاورت آن است . اين كلمه به صورت توريز « 1 » قديمى درآمده كه در اواخر قرن سوم ميلادى پايتخت تيريدات سوم پادشاه ارمنستان بود و كرسى قبل از آن ، كه رالينسن تخت
--> ( 1 ) - Tauris