جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

638

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

كالج سلطانى تهران ( دار الفنون ) - در زمينهء تعليم و تربيت هم مانند رشته‌هاى ديگر پادشاهى ناصر الدين شاه عارى از جهد و اهتمام نبوده است هرچند كه مثل ساير قسمت‌ها به نحو خاصى تلاش يك‌جانبه و محدودى معمول شده است كه نسل جوان ايران از بركات تعليمات اروپائى برخوردار شوند . شاه در سال جلوس به تخت پادشاهى در تأسيس دستگاهى به نام مدرسهء سلطانى با برنامه و معلمان خارجى همت گماشت . عمارت اين مدرسه در محوطهء ارگ و شامل چند بناى يك طبقه در اطراف حياطى است كه به صورت باغ است . كتابخانه‌اى نسبتا آبرومند و يك تالار كنسرت يا تآتر دارد كه در آنجا گاهى دسته - هائى آماتور نمايشاتى داده بودند كه بواسطهء دخالت ملاها متروك شده است . درس‌هاى مقدماتى به زبان فارسى و عربى است كه با استادان محلى است در مراتب بالاتر آموختن زبان‌هاى خارجى انگليسى يا فرانسه يا روسى و آلمانى و دروس رياضى و طب ، شيمى ، طراحى و نقاشى ، معدن‌شناسى ، جغرافيا ، موسيقى و فن نظام است و اين قسمت آخرى كه زيرنظر دو افسر پروسى است متناسبا در فصل راجع به قشون مطرح خواهد شد . در موقع مسافرتم هشت معلم خارجى در اين مدرسه بودند يكى انگليسى سه تا فرانسوى سه تا آلمانى و يكى لهستانى زبان روسى را هم يكى از ارامنهء جلفا تدريس مىكرد . در رشتهء نظام كالج هفتاد و پنج شاگرد داشت . در رشتهء علوم و هنر صد و چهل نفر تازه وارد شده بودند . تعداد شاگرد در كلاس دروس زبان خارجى به شرح ذيل بوده : در زبان فرانسه چهل و پنج نفر ، طراحى و نقاشى هشتاد ، زبان روسى بيست و انگليسى سى نفر . من از بيشتر اين كلاس‌ها هنگام تدريس ديدن كردم و از آنچه ديدم مورد توجه بسيار بود ، در كلاس فرانسه از شاگردان خواسته شد كه داستان كوتاهى به زبان فرانسه بنويسند و كلمات ( مسافرت ، اسب ، سردرد ) را در آن‌جا بدهند . ديكته‌اى هم به فرانسه و موضوعش حكايت تلماك اثر فنلن بود كه به فارسى هم