جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
630
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
مستقيمى است با گودالى در طرفين و سنگهاى مانع و مزاحم را از سر راه برداشتهاند به اين دو جاده بايد راه باجگيران در مرز روسيه نزديك عشقآباد از طريق قوچان به مشهد را افزود و شرح آن را بتفصيل سابقا ذكر كردم كه چون تاكنون به اتمام رسيده جمع شاهراههاى ارابهرو ايران سهتا مىشود . راههاى فرعى - به اين چند جاده بايد عدهء محدودى راههاى حوالى تهران را افزود كه بيشتر آنها به اقامتگاههاى ييلاقى همايونى منتهى مىشود و براى رفتوآمد وسايل نقليهء حرمخانهء شاهى است و در ميان آنها سه راه تا پايتخت فقط براى وسيلهء نقليهء واحدى امكان عبور هست : يكى راهى است راست و بدنما با درختانى در دو سمت كه به دوشانتپه مىرسد و در سال 1874 بعد از سفر اول شاه به اروپا ساخته شد و با تشريفات مفصل و با ابراز شادمانى عمومى مراسم افتتاح آن بوسيلهء ميرزا حسين خان وزير امور خارجه كه لقب با آب تاب سپهسالار را به مناسبت آن كار احراز نمود معمول و سال بعد با مراسم و سرو صداى مشابهى راه نسبتا عريضترى افتتاح شد كه به قريهء شاه عبد العظيم منتهى مىشود . سومين راه حومهء تهران همان است كه به قلهك مىرود كه اعضاى سفارت انگليس با آن نيك آشنا هستند . در ميان جادههاى فرعى ديگر كه تا اندازهاى نگاهدارى و يا گاهى تعمير شده است يكى راه رشت به پير بازار و ديگر تبريز به جلفاست كه وسايط نقليه آسان امكان عبور و مرور دارند ، ولى قابل تعريف نيست . راههاى چاپاررو - در يكى از فصلهاى سابق شرح وافى و كافى راجع به جادههاى چاپاررو ذكر نمودم كه بنابراين احتياجى به تعريف مجدد آن نيست . راههاى چاپاررو به هيچ عنوانى جادهء بخصوص ساخته و پرداخته محسوب نمى شود ، بلكه از راههاى كاروانرو خيلى بهتر است و با آنكه در دشتهاى هموار براستى مثل خيابان پال مال ( لندن ) صاف است ولى بطور كلى سنگ و سنگ - پاره فراوان دارد و در گردنههاى كوهستانى خط و شيارى بيش نيست . راههاى چاپاررو ايران به قرار ذيل است :