جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
607
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كه هم حاكى از عالم خاص و عقبماندگى است و هم نشانهء طى مدارج فرهنگى ، زيراكه از طرفى بنابر علايم ظاهرى تمدن چند روزنامه در پايتخت و شهرهاى ديگر تحت نظارت وزيران و دربار هست ، ولى از طرف ديگر مطبوعات به صورتى كه بايد و شايد در آنجا مطلقا نيست . آزادى قلم و يا حتى حق انتقاد پاك مجهول است . ازاينرو اين پندارى موهوم و شايد هم گمانى فريبآميز است كه بعضىها گاهى هنروران اين رشته را پيشتازان تجديد حيات ايران وانمود و سه چهار روزنامهء موجود را دليل ترقى شايستهاى در زمينهء آزادى ادب و فرهنگ عنوان مىكنند . تاريخ جرايد ايران در گذشته و حال - به سال 1850 در زمان زمامدارى امير نظام نامدار ، ميرزا تقى خان كه چندبار ذكر خيرش را به ميان آوردهام ، اولين روزنامهء فارسى را اساس نهاد و او تحرير آن را به دست يك نفر انگليسى داد تا مطالبى سودمند و جالبتوجه از جرايد اروپائى استخراج و درج كند و خود نيز مقالاتى سياسى در آن روزنامه مىنوشت . در عينحال امير ترتيبى را رايج ساخت كه بعدا در واقع دربارهء ساير روزنامهها نيز مجرى شد ، كه بدون آن مطبوعاتى كه تابع قيود خاص و موانع متعدد باشند امكان دوام ندارند . به اين معنى كه كليهء اعضاى ادارى دولت ناگزير بودند مشترك مرتب روزنامه باشند و ظاهرا اين روزنامه بعدا ( شايد به علت بركنارى و سپس قتل بانى آن ) تعطيل شد . آقاى مونزى در سال 1866 روزنامهء ديگرى را ذكر كرد به نام ( جريدهء تهران » « 1 » كه به امر شاه در سال مزبور تأسيس گرديد و ستونهاى شامل مطالبى در شرح و تعريف كشورهاى اروپائى و اختراعات و تجارت و اطلاعاتى تازه از اين قبيل كه ذوق ناشر و علاقهء خوانندگان طالب بوده است و متحد المآلهائى دربارى و مقالاتى راجع به علوم شرق و شيمى و غيره . نام روزنامههاى تهران درحالحاضر به شرح ذيل است :
--> ( 1 ) - اين جريده و همچنين روزنامهء فوق در كتاب جامع « مطبوعات و اشعار ايران » تأليف ادوارد براون تحت اين عنوان ديده نشده است . شايد روزنامهء وقايع اتفاقيه منظور باشد . مترجم .