جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

581

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

كلى درآمدهاى مالياتى مقرر متناسبا از ميزان تقديمى وجوه نقد حكام و مأموران كاسته است . خلعت شاهى - تدبيرى كه هم نشانهء انديشه و دغدغهء خاطر دهندهء آن و هم متضمن اثراتى نافع است مرحمت كردن خلعت شاهى است . هر سال يك بار حاكم ايالت از جانب شهريار به دريافت خلعت يا جامهء افتخار سرافراز مىشود ( كه علامت دوام مقام اوست ) كه ضرورى است خلعت‌بها به حامل آن پرداخت گردد و آن كم و بيش معادل جنس مرحمتى است كه وجه آن موجب گشايش كار خزانهء سلطان مىشود « 1 » . اعتبار خلعت بها هر ساله در ستون مخارج عادى هر ايالتى منظور مىگردد . در بيرون هر شهر نسبتا معتبر ، محوطه‌ايست به نام خلعت‌پوشان كه حاكم سواره در رأس عده‌اى سوار به آنجا مىرود تا خلعت همايونى را دريافت كند . وى پس از وصول جبه يا خلعت به شهر بازمىگردد و بقيهء روز صرف ابراز سرور و شادمانى همگانى مىشود . دريافت دارندهء سعادتمند آن ، بدين‌وسيله درخواهد يافت كه يك سال ديگر در مقام خويش باقى است . خلعت‌هاى فوق‌العاده غالبا به اين قصد و نيت اهداء و متقابلا هم با چنين استنباطى دريافت مىشود كه بايد مبلغ سرشارى پرداخت گردد تا دوام عنايت ملوكانه تأمين شده باشد . اين كار در ميان طبقات پايين هم به صورت سبك‌ترى متداول است و حاكم ولايت براى نفرات زيردست خود خلعت مىفرستد كه در ازاء عريضه‌اى جهت احراز خلعتى بالاتر دريافت مىكند . آنچه بيان شد منابع عادى و معروف خزانهء شاهى است ، اما اسباب و وسائل ديگرى نيز هست كه مىتوان تحت عنوان پيشكشىهاى فوق‌العاده نام برد و من وعده كرده بودم شرحى در اين زمينه نيز بنگارم . از اين هدايا آنهائى كه وضع كاملا متداول دارد و معمولا بعد از احراز مقام از لحاظ عرض امتنان فرد منصوب تقديم

--> ( 1 ) - لذا اقدام بردن خلعت به وزير يا يكى از اعضاى خانوادهء آن كسى كه خلعت را دريافت مىدارد ، واگذار مىشود و اين شخص هم گاهى آن افتخار را در ازاى مبلغى به كس ديگر محول مىسازد . خلعت‌بهاى خراسان هيچ‌گاه كمتر از هزار تومان نيست . البته با عوايد ديگرى نيز همراه است .