جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
582
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
مىشود ، ولى پس از حصول مقصود ، وى هيچگاه از خطر عزل يا تغيير مقام مصون نخواهد بود . بنابراين ضرورى است كه جهت تأمين وضع خويش تدبير ديگرى - بينديشد . چنان كه مثلا فرض كنيد حاكمى به اقدامى بر ضد سياست حكومت مركزى متهم شده باشد كه در اين صورت بايد بىدرنگ چند هزار تومانى روانهء پايتخت كند و با اين پرداخت جريمهء ارادى هم قدر و هيبت دستگاه مركزى محفوظ و هم موجبات نگرانى متهم بر طرف مىشود . رويههاى ديگرى نيز وجود دارد ، چنان كه سلطان اعلام علاقه مىفرمايد كه به خانهء فلان كس از چاكران خويش تشريففرما خواهد شد و اين شخص هم با نهايت جاننثارى تقديمى برازندهاى براى پيشگاه همايونى فراهم مىسازد . گاهى هديهء سلطانى بر سبيل عنايت ارسال مىشود كه در اين صورت دريافتدارنده ، پيشكشى كلان به حضور خواهد فرستاد . بعضى اوقات كه شاه در شكارگاه با تفنگ همايونى حيوانى مثل ببر يا پلنگى شكار كرده باشد ، جانور بىجان را در جلو اعيان و توانگران برجسته همىگردانند و ايشان به مناسبت افتخارى كه از ديدن ضرب شست همايونى حاصل كردهاند مبلغى بابت نازشست مىدهند . پس به آسانى مىتوان پى برد كه يكى از اثرات اين تقديمىها از ناحيهء طبقهء پايين به ما فوق اين است كه هركسى كه در دستگاه ادارى مقامى دارد از تصديع پرداخت مقررى به افرادى كه در خدمت او هستند آسوده مىشود و اين منظور را بدين نحو حاصل مىدارد كه مأمورى را كه مواجبى ندارد حامل هديهاى نزد كسى مىفرستد كه اهل آداب و نزاكت است و او انعامى متناسب به حامل هديه مرحمت مىكند كه بنابراين با يك تير دو نشان مىزند ، هم دريافتكنندهء هديه را خشنود مىسازد و هم چيزى به حامل مىرسد كه كموبيش همان مواجب اوست . در ايران راههاى تبديل يك تعارف خشك به تعارف مايهدار بسيار متعدد است . بارها اتفاق افتاده كه وقتى پادشاه تردماغ بوده وارد بازار شده و با دكاندارى موقتا شرط شراكت نهاده و اجناس مغازه را با قيمت سرشار به درباريان فروخته و نفع كسب را با فروشندهء بسيار خشنود تقسيم فرموده است .