جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

568

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

دولت‌هاى متمدن درآمده است مانع جديد افكار عمومى خارجى است كه بواسطهء فقدان مطلق افكار داخلى كه شايستهء چنين نامى باشد جاى آن را گرفته و به صورت عامل خير و نجاح درآمده است كه گمان نمىرود مردم ايران از اين بابت هيچ‌گونه قدرشناسى و امتنانى داشته باشند و مىتوان بدرستى پيش‌بينى كرد كه به همين دليل ، ديگر اجراى هرگونه حقوق و امتيازات خداداد به صورت بىدادگرى و افراط چنان كه در تاريخ گذشتهء ايران وجود داشته ، اگر در آينده به كلى از بين نرود ، فقط به ندرت امكان وقوع خواهد داشت . درهرحال همين مانع به جاى ، يك امر عادى عامل اختصاصى استثنائى كار حكومت به شمار خواهد آمد و اين تغيير فاحش ناشى از حضور دائمى وزيران مختار خارجى و پيدايش رشته و رابطهء تلگرافى است . سلسلهء مراتب ادارى - رژيم ادارى ايران در واقع تا اين زمان كم‌وبيش همان است كه در عهد پادشاهان هخامنشى بود . امپراتورى به ساتراپ‌نشين يا ايالات تقسيم شده است كه والى منصوب خود پادشاه بر آن فرمانروائى دارد و مستقيما هم مسئول اوست . ايالات به چندين بلوك و بلاد و توابع آنها و قصبات قسمت شده كه حكام آنها را نيز يا مستقيما خود شاه تعيين مىكند ، و يا حاكم كل ايالتى كه نقاط مزبور تابع او بشمار مىروند . تا اين قرن چهارتا ازين ساتراپ‌ها با امتيازاتى خاص و تقريبا قدرت مستقل عنوان والى داشته‌اند از قبيل حكام گرجستان و آذربايجان و كردستان و لرستان كه فقط لرستان عنوان يا سايه‌اى از استقلال دارد . حكام كل و نواب ايشان معمولا حاكم نام دارند و دستهء دوم گاهى نايب - الحكومه خوانده مىشوند . در زيردست حاكم داروغه يا رئيس پليس است بعد كلانتر يا شهردار و كدخدا كه رئيس بخش يا حوزه‌اى در شهر و يا مرد سالخوردهء دهكده است . حكومت‌هاى عمده برعهدهء پسران و برادران و عموها و يا منسوبان شاه است ، اما نه به آن صورت طاقت‌فرسا و تقريبا جنايت‌آميزى كه در آغاز اين قرن بوده درحال‌حاضر حاكم به جاى آنكه از ايالت خود غايب و در پايتخت حاضر باشد در حكومت‌نشين خود اقامت و در كارهاى ادارى و بخصوص امور مالى ، پيشكار يا مستوفى در زير دست دارد .