جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
569
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
در ميان طوايف بومى و جنگاور سيستم و عناوين و انتصابات متفاوتى هست . حاكم ايالات كرد و بختيارى و طوايف ديگر ، ايلخانى و ايلبيگى لقب دارند و زير - دستان آنها خان ، شيخ و توشمال ناميده مىشوند و همهء ايشان از جهت وصول عايدات در نزد والى ايالت خود مسئولاند . تغييرات در اقتدارات شاهى - در زمرهء سلسلهمراتب مزبور پادشاه به صورت بارزى فرمانرواى مطلق است و خود او پايگاه اعلى دارد ، اما در اين مورد هم در واقع موانع قابلملاحظهاى در برابر امتيازات و حقوق او ديده مىشود و چنان كه در فصل خراسان دربارهء ايلخانىهاى قوچان و بجنورد و امير قائن بيان كردم و بعدا نيز در بحث راجع به ايلات بختيارى و لر بيان خواهم كرد شاه عملا ناگزير است حاكم را از ميان طايفهء فرماندار انتخاب كند و براى او چندان آسان نخواهد بود كه در آداب و رسوم ايشان راجع به جانشين موروثى دخالت نمايد و به همين نحو نيز در مورد دادگران محلى يا كدخدا مانند كلانتر در شهر و كدخدا در بخش يا دهات هرچند كه اختيار تام با اوست ، ولى ناگزير است كسانى را برگزيند كه مورد علاقهء اهالى باشند و گرنه امور حكومت دوچار وقفه خواهد گرديد ، خاصه مطلبى كه در ايران بسيار مهم است يعنى عايداتى به دولت نخواهد رسيد . ازاينرو - برحسب قاعده انتخاب فرد مطلوب ايجاب مىكند كه عامل ممتازى براى اجراى اين امور و مقاصد در اختيار سلطان باشد و شاه از لحاظ مصلحت و اقتضا نيز با اتخاذ اين ترتيب همراه است . عدهاى از نويسندگان اين طرز و روش را مقدمهء اصل نمايندگى انتخابى در دستگاه ادارى ايران پنداشتهاند و در عمل همچنين پيش آمده است كه آن مقام ارثا در ميان طايفهء واحدى دوام يافته كه كموبيش همان ترتيبى است كه در حوزه هاى بلدى ايتاليا پيش از دورهء تجدد ( رنسانس ) وجود داشت . تقسيمات ادارى - در تقسيمات ادارى ايران اصول ثابت يا دائمى وجود ندارد . تجزيه يا اختلاط آنها بسته به شايستگى يا شهرت متصديان آن و منوط