جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
559
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
است و آدابى جاذب و صميمانه دارد . روان و تند و با اعتماد صحبت مىكند وى كه مانند تمام صاحبان مقام بالا در دستگاه ايران ثروت سرشارى فراهم ساخته قسمتى از آن را به ارث برده است و بقيه را هم بدست آورده است . وى در يكى از عمارات عالى پايتخت اقامت دارد و پنهان نمىكند و درهرحال نزد انگليسىها اعتراف مىنمايد كه افكار اعتدالى و انگلوفيل دارد و با من راجع به سياست مملكت خود با آزادى تمام صحبت مىكرد و مىگفت موضوعى كه بيش از هرچيز در انگلستان او را به شگفت انداخت ثروت سرشار طبقهء اشراف بود كه هريك از ايشان چون پادشاهى مىنمود و سواد مردم كه از فلسفه و معانى حرف مىزدند و ازدحام جمعيت كه هر دهى قصبه و هر قصبهاى شهر به نظر مىرسيد . در بازگشت به وطن خود منظرهء جادههاى ايران تقريبا اشك در چشمانش جارى ساخت و تعقيب كار جادهسازى و خط آهن را اداى دين خويش نسبت به اروپا مىپنداشت و اظهار داشت كه علاقهء فراوان دارد كه دو پسرش كه بزرگتر دوازده ساله است در انگلستان تربيت شوند ، ولى مادر بچهها طاقت دورى آنها را ندارد . ما دربارهء مسائلى سياسى صحبت كرديم كه از مطرح كردن آن در اينجا معذورم ، ولى از احاطهء او دربارهء اوضاع سياسى و سرعت انتقالش تعجب نمودم . وى تاكنون با وجود تحريكات بىانقطاع و مخالفتهاى مراقبتآميز عمال كهنهكار كه او را طراح نقشهها و مترقى مىپندارند چندين سال توانسته است مسند خود را حفظ كند . حكومت او روىهمرفته دال بر شايستگى و موفقيت بوده و اگر از حمايت همايونى كماكان برخوردار باشد و اگر بتواند از فسادى كه لازمهء ادامهء طولانى زندگانى رسمى در ايران است اجتناب كند و بتواند در برابر طوفان تحريكات كه همواره در پيرامون فرد زمامدار ديده مىشود ايستادگى نمايد شايد مجال خدمتگزارى واقعى نسبت به مملكت خويش خواهد يافت . در وقتى كه اين كتاب ( زمستان 2 - 1891 ) زير چاپ است وضع و مقام