جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
539
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
ايشان بعد از مرگ پدر حيات داشتند « 1 » . و اين استعداد پدرى بههيچوجه در نسل آينده عاطل نمانده است ، زيراكه بعضى از فرزندان فتحعلى شاه قدرت اين لاف را داشتهاند كه بين 40 تا 50 فرزند و نواده دارند و يكى از ايشان شيخعلى ميرزا - با پنجاه نفر نگهبان كه پسران خود او بودند در خارج حركت مىكرد . هيچ خانوادهء شاهى در مورد اطمينان دوام نسل هرگز بهتر از مصداق اين نص كتاب آسمانى نبوده است « به جاى پدرت خودت فرزندانى خواهى داشت كه بايستى آنها را در سرزمينهاى بسيار شهريارسازى » زيراكه يك ولايت يا حاكمنشين در ايران نبوده است كه يكى از اين رمه شاهزادگان حكومتش را برعهده نداشته باشد و تا امروز هزاران تن از اين شاهزادگان مايهء دردسرى براى مملكت شدهاند . اگرچه بعضى از افراد بىطالع اين دسته كه جمعا مقدار معتنابهى از درآمد دولت را به عنوان مقررى يا مستمرى سالانه مصرف مىكنند اينك شغل و كار خيلى سبك از قبيل منشيگرى تلگرافخانه دارند . پنجاه سال پيش فريزر تصويرى از نكبتى كه در اثر وجود اين گروه شاهزادگان عاطل و بىكار در ايران وجود داشت فراهم ساخته كه بنابر آن ايشان نه فقط حكومت ايالات و ولايات را در اختيار داشتند ، بلكه در هر بلوك و شهرى نيز هريك از آنها دربارى راه انداخته بود و حرمخانهء بزرگى داشت و ملخوار مملكت را طعمهء خويش ساخته بودند . فاميل شاه - بر خلاف ارقام درشت حيرتانگيز مزبور با خشنودى و تسكين خاطر درمىيابيم كه شاه فعلى خانوادهاى فقط شامل چهل فرزند داشته كه نيمى از آنها زندهاند ، مركب از نه پسر و دوازده دختر كه مسنترين پسرش چهل و چهار سال
--> ( 1 ) - هيچكدام از اين ارقام با آنچه به او گستوس معروف به نيرومند از اعضاى هيئت حاكمهء ساكسونى و پادشاه لهستان نسبت دادهاند كه در هرروز سال فرزندى توليد مىكرد قابل مقايسه نيست و هريك از اين دو فرمانروا لابد با چارلز دوم ما همندا بودند وقتى كه وى از طرف يكى از درباريان متظاهر به عنوان پدر ملت خود خطاب شده بود پاسخ داد « حرفى درست ، ولى بهتر است بگوئى : عدهء كلانى از آنها » .