جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

530

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

زدن كه همواره و در همه‌جا بود از شيوع ديرين افتاد والىهاى ايالات ديگر مختار نيستند كه مجازاتهاى وحشيانه كه قاعدهء كار بعضى از عموهاى شاه بود و حكومت آنها را سهمگين مىنمود و در عمل هم نتيجهء بارزى نداشت اجرا كنند . در دورهء پادشاهان صفوى هرگاه يكى از بانوان حرمسرا ميل سفرى به خارج شهر مىكرد فرمان قرق صادر مىشد يعنى همهء افراد بايد از حول‌وحوش مسير بانوى حرم دور شوند و ما همه شنيده‌ايم كه بيچارگانى تصادفا در سر راه واقع شدند و يا در آن حوالى در خواب مانده بودند و با ضربات نگهبانان و يا خواجه‌ها جان سپردند . در دورهء شاه فعلى رسم بر اين است كه هروقت موكب همايونى از خيابان مىگذرد مردها رو به ديوار مىايستند ، ولى رسم قديم قرق از بين رفته است . به همين قسم كارگرى كه مشغول كندن راه آب بود تصادفا از اندرون شاهى سر درآورد و شاه جانش را بخشيد هرچند كه اين كار قبل از دورهء او سر خطاكار را بر باد مىداد . اين بهبود رفتار را مىتوان به دو علت نسبت داد : يكى سيرت و اخلاق خود شاه و ديگر اهميت شايان توجه افكار نافذ خارجى كه قابل انكار نيست . بعلاوه حضور نمايندگان دولت‌هاى بيگانه در دربار ايران . سفرهاى شاهانه به اروپا - اقدام به مسافرت دليل كم‌اهميتى راجع به اقتدار و همچنين محبوبيت ملى شاه نيست ، چون وى نخستين پادشاه ايران است كه قلمرو خود را ترك و به سرزمين‌هاى بيگانه و كافر سفر مىكند ، ولى نه به صورت فاتح و سردار لشكر ، بلكه اگر مسافرى سياح نباشد مسافرى دوست به شمار مىرود . طى سه قرن گذشته بىگمان هيچ پادشاه ايران جرأت چنين كار خطيرى را ننموده است . نادر شاه قبل از اينكه عازم هندوستان شود همهء مدعيان احتمالى تخت و تاج را از بين برد ، بعلاوه او قشون خود را همراه برده بود و تصور بازگشت افشار كبير در رأس لشكرى پيروز نيك كافى بود كه خون در عروق هر عنصر مدعى منجمد سازد .