جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

503

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

آمل كشيد كه قرار بود بوسيلهء ترامواى اسبى تا چندين ميل ديگر جلوتر كشيده شود . كيفيت مهندسى اين راه را هنگامى كه در يكى از فصول آينده راجع به خطآهن ايران بحث مىكنم شرح خواهم داد ، ولى به گفتن اين نكته در اينجا اكتفا مىنمايم كه بندرگاه جديد بدترين محلى در كرانهء بحر خزر است و آن در ساحلى شنى بين مرداب و درياست و كشتىها ناچارند از فاصله‌اى دور بار خود را بوسيلهء قايق‌ها پياده كنند . اين خط را خيلى بد كشيده‌اند و بانى آن در اندك مدتى با مهندسان بلژيكى درافتاد و از هم جدا شدند . اما در اين اواخر ( اكتبر 1890 ) حاجى محمد حسن طريق ديگرى براى صرف انرژى خود يافته است ، زيراكه شنيده‌ام قصد دارد يك كارخانهء چوب‌برى در آمل نصب و كارگاه قند نيشكر ضميمهء آن كند و مهندسى روسى عهده‌دار اين كار است . به اين وجود ايرانى خستگىناپذير لااقل بايستى اين قدر و اعتبار را داد كه اهل تلاش و كار است و اقدامات عمومى از هر قبيل در ايران به قدرى نادر است كه وى سزاوار تمجيد و ستايش بسيار مىباشد . هرچند كه در اقدامات خود راه خطا رفته باشد و يا كار بىتناسبى را دنبال كند . راه جديد به تهران - جادهء تازه‌اى از آمل بر فراز رشته‌هاى اصلى البرز تا تهران به فرمان شاه در سال 8 - 1877 بوسيلهء ژنرال كاستيگر خان مهندس اتريشى كه در خدمت ارتش ايران بود ساخته شد . جمع مسافت 120 ميل است و از آباديهاى بروس ، شهزاده ورينه عبور نموده و پس از سير دامنهء شرقى دماوند از امامزاده هاشم ، آه و جاجرود مىگذرد . چشم‌انداز اين راه بسيار عالى است و از ميان رشته‌هاى جنگلى و جلگه‌ها و سپس از فراز ارتفاعات خشك‌وخالى عبور مىكند . راجع به اين مناظر استك در سال 1881 شرحى نوشته كه گمان مىكنم شرط انصاف است كه به منظور چاشنى و آرايشى بر ماتم‌سرائىهاى اتفاقى من دربارهء مناظر معمولى خشك‌وخالى ايران در اينجا نقل شود :