جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
469
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
است كه فقط اختلافى از لحاظ ارتفاع بين آن دو ديده مىشود و گرنه به عقيدهء من بايد آنها را يكسان و در رديف هم مورد بررسى قرار داد . مازندران از مرز استراباد از شرق شروع مىشود و 220 ميل در كنار دريا تا كرانهء رودخانهء بىاهميتى كه حد گيلان است امتداد مييابد و گيلان از آنجا در جنوب شرقى دريا تا 150 ميل گسترده و به ناحيهء كوهستانى طوالش محدود مىشود و شرح اين حاشيهء كمربندى با 370 ميل طول كه به تفاوت از بيست تا شصت ميل پهنا دارد موضوع اين فصل خواهد بود . ولايت استراباد - هنگام بحث كردن جنبههاى سياسى و نظامى استراباد و شاهرود من در فصل ششم سخنى چند دربارهء موقعيت آيندهء اين شهر قديم و ولايتى كه خود حاكمنشين آن است بيان كردم . از جهت سياسى توجه استراباد اصلا به جانب خراسان و مشرق است از لحاظ طبيعى بايد آن را با ولايتهاى ساحلى درياى خزر دستهبندى نمود ، زيراكه از جهات آب و هوا و محصولات زراعتى و صفات و اخلاق سكنه شباهت فراوانى با آن سامان دارد بعلاوه هر مسافر عازم مازندران هرگاه از مشرق حركت كرده باشد با احتمال قوى سفر خود را از استراباد شروع و اگر از تهران عزيمت نموده باشد مسافرت خود را در آنجا تمام مىكند كه بنابراينجا دارد اشاراتى هم راجع به وضع و حال آن ولايت در اينجا بشود . تاريخچهء اين شهر - شهر استراباد ( يعنى شهر استرا يا ستاره يا استر به معنى قاطر ) را گاهى ايرانيان به دليل تعداد كثيرى از سادات كه در آنجا اقامت دارند دار المؤمنين مينامند . فريزر كه صاحبنظر كمنظيرى در باب ايالات شمالى ايران است مينويسد كه اين شهر بوسيلهء يزيد بن مغلوب يا مهلب كه از سركردههاى يكى از طوايف عرب و از سرداران سليمان « 1 » خليفهء بنى اميه بود در سال 720 ميلادى تأسيس يافت سپس تاريخ آن تا حدى تاريك است .
--> ( 1 ) - اينسيكلوپدى بريتانيكا دورهء خلافت سليمان را صد سال جلوتر و نام سردارش را هم يزيد بن ابى مصلب ذكر مىكند .