جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
32
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كشتى از جلو جنات عدن « 1 » عبور و به محل مرموزى ورود كنيم كه در آنجا در ميان انبوه ظروف گلى و خشت ويرانههاى قصور سنگى و معابد رواقدار و برجهاى بابل بانگ كتيبههاى بخت النصر شنيده مىشود در همانجائى كه دانيال نبى موعظه مىكرد و اسرائيل گريست و اسكندر از بين رفت . اينك ما در رودخانه بر دروازهء بصره ايستادهايم كه لنگرگاه سندباد بحرى - كريستوف كلمب روزگار قديم - بشمار مىرفته و براى ما نيز مقدور است كه بر حاشيهء طاق رفيع تيسفون صعود و در انتهاى افق رأس منارهها و درختان خرماى شهر بغداد را تماشا كنيم . 4 - خليج فارس سرانجام هرگاه با كشتى كرانههاى جنوب ايران را سير كنيم توجه خواننده را به سرزمين و دريائى جلب خواهم نمود كه راجع به آن در وطن من اطلاع كافى ندارند يعنى طوايف جنگجوى عرب و حرفه و كار دزدان دريائى و بندرى كه اينك بىجان و متروك افتاده است ولى در سابق آوازهء شهرتشان سراسر اروپا را فراگرفته بود ، آبهائى كه جولانگاه كشتىهاى تجارتى پرتغال و هلند و انگلستان بود . اگر در اين مورد بعضى از مطالبى را شرح بدهم كه روىهمرفته تاروپود تاريخ شده است و از لحاظ كشور و نژاد ما هم اهميت خاص دارد ضمنا خواهم توانست نشان بدهم كه انگلستان در اين دوره و زمانى كه كار جنگ و جدال يا گردآوردن ثروت و مال ديگر حدتى ندارد باز ابهتى را كه از آغاز حرفهء فتح و پيروزىهاى آسيائى خويش بدست آورده است كماكان محفوظ داشته و هنوز نام بريتانيا در آن آبهاى دورافتاده نشانهء نظم و آزادى است . شرق تغييرناپذير - اين گفتارها مضامين داستانم خواهد بود كه چون با رويدادهاى طبيعى ولى غيرمتداول سيروسفر در شرق توأم شود ممكن است حتى در نظر خوانندهء بىقيد هم نامطلوب ننمايد و از اين كار نيز ابا نخواهم داشت كه هنگام بازگشت از دوران قديم با همهء وقايع آن به زمان حال كه اين همه
--> ( 1 ) - Garden of Aden