جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

33

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

قرين انحطاط و غم‌انگيز است باعث آزردگى خواننده شوم . در سرزمينى كه خطآهن نيست در واقع لطف بىكرانى فراهم است . در اينجاست كه هنوز در بسيارى از نواحى اهالى عادات بومى و راه و رسم زندگى آسيائى خود را نگاهداشته‌اند و باوجود دق البابى كه بر سراى ايشان شده است هنوز بيدار نشده‌اند . پنجاه سال ديگر طرز شهرسازى در ايران شايد مقدارى از جذبه و جلال پايتخت را نابود كند و وضع اختصاصى آميخته باوقار و عقب‌ماندگى آن از ميان برود . اما در حال حاضر ايران شرقىترين كشور مشرق‌زمين است و با آنكه شايد طبقهء اشراف ايران سوار درشكهء روسى شوند و تاجر ايرانى از ساعت ساخت فرانسه استفاده كند و دهاتى ايرانى از پارچهء منچستر جامه بدوزد ، ولى قلب ملت هنوز همان است كه بود و با رفتارى تعصب‌آميز ( كه هميشه مايهء تأسف نيست ) به سبك و نظم ديرين وابسته است در اين‌باره جا دارد سخنان حكيمانه شاردن « 1 » را شاهد بياورم : « آسيا مانند اروپا نيست كه تغييرات پىدرپى و كم‌وبيش در وضع و شكل امور از قبيل عادات و رسوم و ساختمان و باغبانى و امثال آن حادث شود در شرق همه‌چيز بر شالودهء ثبات است عادات مردم آن در روزگار ما همان است كه طى قرنهاى گذشته بوده است . ازاين‌رو انسان مىتواند به جرأت اظهارنظر كند كه در آن مناطق جهان صورت ظاهر اشياء و امور ( مانند آداب و عادات ايشان ) در حال حاضر به همان منوال است كه از دوهزار سال پيش بوده است مگر آن تغييراتى كه بوسيلهء مذهب در بعضى چيزها راه يافته باشد كه چندان درخور توجه نيست » گيرندگى پايدار آن - پس بگذاريد در اينجا سعى كنم آنچه را كه كم‌و بيش آگاهم و رمز آن بر خودم نيز درست آشكار نيست به نحوى براى ديگران توضيح دهم يعنى آن گيرندگى عجيب و غيرقابل وصف مشرق زمين را . آقاى استانلى « 2 » در يكى از نامه‌هاى خود در باب تب مرموز سودان كه ژنرال گوردون و دليران ديگر را در وادىهاى ناشناختهء افريقا هلاك ساخته و بازهم افراد بسيار ديگر را

--> ( 1 ) - Chardin سياح معروف فرانسوى . ( 2 ) - Stanely