جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
460
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
رى قديم - ابتدا به دورهء اساطيرى مربوط مىشود كه بنابر افسانه اساس آن را رئيس طايفهء سزيان « 1 » نهاده و چنان كه در تاريخ آمده است بزرگان ديگر باصلاح و شكوه آن پرداختهاند . اين نظريه را ميتوان ناديده انگاشت ، ولى در كتاب ونديداد در فصل سير و مهاجرت قوم آريائى نام را گاو وارنا ذكر گرديده كه شباهت غير قابل انكارى با رى و ورامين دارد . سپس دورهء ناشناختهء تاريخ است كه راجع به آن اطلاعات درست كمى در دست است ، ولى حتى انعكاس مطالب كمصحت آن نيز در دهليز زمان مانده است . رى اين دوره همزمان نينوا و بابل است و ميگويند شهرى عظيم داراى يك ميليون سكنه و همان رى بوده كه به عزم آن توبياس « 2 » از نينوا حركت كرد و ملكى در جامهء مبدل راهنمائى او را برعهده داشت تا ده تالان وجهى را كه پدر گابيل نزد او به امانت گذاشته بود بازستاند . اين نقطه همان رى پاراگان يوديت مىباشد كه در آنجا بخت النصر ارفاكساد را در كوهستان شكست داد و شرحش در كتيبهء بيستون هست و همانجاست كه لشكر داريوش فرزند هيستاسپ عنصر سركش ماد يعنى فرورتيس را دستگير كرد . اسكندر در تعقيب داريوش در هفتمين روز سفر خود از همدان به آنجا آمد ، و گفتهاند كه نيكاتور از طايفهء سلوكوس آن شهر را تجديد بنا كرد و در قرن بعد اشك سرسلسلهء اشكانى به سال 250 قبل از ميلاد رى را پايتخت خود قرار داد . سرانجام دورهء سوم يا عصر تاريخى است كه از فتوحات اعراب آغاز مىشود . در همان دورهاى كه اگر به قول مورخان عرب و ايرانى اعتماد نمائيم بايستى كه محلى بسيار شگفتانگيزى بوده باشد . يكى از تاريخنويسان كه خود اهل رى بوده با غرور وطنپرستى و پس و پيش كردن ارقام چنان كه دلخواه او بوده نوشته است كه شهر 96 محله داشته و هركدام 46 بخش و هر بخش چهل هزار خانهء مسكونى و هزار مسجد و هر مسجد هم هزار چراغ زرين و سيمين و مجموع سكنهء آن 396 ، 000 ، 8 نفر بوده است .
--> ( 1 ) - Seth ( 2 ) - Tubias