جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

441

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

تعداد عناصر اروپائى پايتخت است . در سال 1851 آقاى بىنينگ « 1 » نوشته بود كه تنها افراد اروپائى مقيم تهران اعضاى سفارتخانه‌هاى مختلف و چند نفر افسر كه در خدمت قشون ايران بودند ( اكثريت ايشان چون به دريافت مقررى خود توفيق نيافته بودند ناگزير به ترك خدمت شدند ) و سه چهار تا مغازه‌دار فرانسوى و ايتاليائى و يك نفر هم انگليسى كه شاه براى ترجمه كردن مطالب روزنامه‌هاى خارجى و تحرير روزنامه سبك خود استخدام كرده بود ، بودند . در سال 1865 آقاى مونسى « 2 » جمع عدهء آنها را پنجاه نفر نوشت ، و اما در موقع مسافرتم به آنجا در پائيز و زمستان 1889 ميگفتند كه عده به پانصد نفر رسيده بود . اين افزايش مربوط به نفرات رسمى نيست كه شامل اعضاى سفارتخانه‌ها و افسران قشون و مأموران ادارهء تلگراف و چند صاحب منصب روسى و اتريشى و چند نفرى هم كه در خدمت دولت ايران‌اند باشد كه عدهء آنها در همين حدود پانصد مىباشد . بلكه ميتوان گفت كه هيئتهاى مذهبى و بازرگان و كمى هم مسافران جهانگرد كه هرساله در اثر بيكارگى گذارشان به ايران مىافتد اين ازدياد را سبب شده‌اند . در واقع اين فزونى عده بيشتر در ميان سوداگران و تجار جزء و كسانى است كه دنبال امتيازات اقتصادى مىدوند و شواليه‌هاى سرگردان عالم صنعت و كار و از اين قبيل افراد و تمام گروه‌هاى عالى كه فى الواقع وجودشان مصداق اين گفتار است كه هركجا كه كركس باشد لاشخور هم خواهد بود و روزى فراخواهد رسيد كه خيابانهاى تهران نيز مثل اسلامبول و قاهره نمايشگاه جامه و لباس اروپائى از هر قبيل خواهد گرديد . عناصر اين جماعت كه به چندين زبان حرف ميزنند ، ولى بدبختانه رنگ واحدى دارند درهرحال باهم حشر و نشر مينمايند و طرز فكرهاى خاص و ضعف اخلاقى و زدوبندها و رقابت‌ها و نقشه‌هاى آنها منشأ بىانتهاى شايعات محلى و تقريبا تنها كانون جالب‌توجهى علاوه‌بر امور سياسى است .

--> ( 1 ) - Binning ( 2 ) - Mounsey