جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

414

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

مدفون ميكردند و از جمله قبر يكى از فرزندان سروالتر اسكات در آنجاست مجاور محل سابق سفارت انگليس در ناحيهء كهنهء شهر است . ارگ - از لحاظ يك فرد بيگانه و شايد هم در نظر يك نفر محلى جالب - ترين بخش تهران محل چهارگوش وسيعى شامل ارگ است كه وسعتى در حدود يك چهارم ميل مربع از جنوب ميدان توپخانه را دربر دارد . از موقعى كه شهر سابق را خراب كردند در چهرهء ارگ جديد هيچ اثر و علامتى نيست كه آن را با ارگ‌هاى متعارف همانند نموده باشد ، زيراكه هرچند با ديوارهاى گلى محصور شده ، اما استحكاماتى ندارد و درحال‌حاضر مشتمل بر چندين حياط و باغ و بناست كه قسمت عمدهء آن جزء دربار شاهى است . پس بهتر است كه من به نحو اجمال تا حدى كه قسمت‌هاى اندرونى بىقواره و درهم‌برهم آن امكان اين كار را مىدهد شرحى راجع به قصرهاى دربارى بيان كنم . قسمتهائى از ابنيه به همان قسم مانده است كه در آغاز اين قرن سفرا و نمايندگان انگليس و حكومت هند ديده بودند ، اما قسمت عمدهء داخلى آن همان نيست كه آنها تعريف كرده‌اند و بوسيلهء شاه فعلى طى بيست سال گذشته تغييرات كلى در آنها راه يافته است كه نويسنده‌اى جديد بايد تا به وصف آن بپردازد . قصر - هنگام ورود از خيابان الماسيه از دروازه‌اى به كلى ساده كه به هيچ - وجه ممتاز نيست شخص تازه‌وارد به حياط كوچك نامرتبى كه مشجر است وارد مىشود ، از آنجا او را به حياط بزرگ‌تر و مفروش مىبرند كه در وسط آن حوض برجسته‌ايست كه آب به رسم ايرانى بدون صدا از لبهء صاف آن لبريز مىشود . در اطراف اين حوض پياده‌رو فرش شده و در سمت ديگرش باغچه و همچنين رديف درختان چنار و كاج و تبريزى است . سرتاسر انتهاى فوقانى اين محوطه را عمارت پاكيزه‌اى اشغال كرده كه هرگاه پردهء ضخيم را كه حايل است بالا بكشند قسمت درونى در معرض تماشاى عام قرار مىگيرد و بدين ترتيب تالار يا جايگاه تخت يعنى همان تخت مرمر سفيد معروف را در ميان شاه‌نشين جا داده‌اند كه در