جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
392
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
و محدود ديگر است در همان سلسله جبال و در حدود چند ميل شمالتر و آن تنگهء سلوك است كه در سال 1835 وى آنجا را ديده و بررسى كرده است و اختصاصات طبيعى آن هرچند درست معلوم نيست با شرح نويسندگان قديم انطباق دارد علاوهبر آنكه بين رى و جلگهء خوار جاده كوتاهتر است . دروازههاى حقيقى - براستى كه در نظر من سخت دشوار مىنمايد كه چنين نظريهاى مورد تأييد واقع شود و يا لااقل از ناحيهء كسانى كه به اظهارات نويسندگان رومى يا يونانى اهميت سرشار مىدهند امكان قبول آن باشد و اين نكتهء واقعى را هم نمىتوان از نظر دور داشت كه مسافران اروپائى كه سيصد سال پيش از اصفهان به مازندران سفر كردند كه در اشرف يا فرح آباد به دربار شاه عباس رفته باشند شرح و بسطى دربارهء گردنه يا گردنههائى در همين ناحيه از جبال البرز باقى گذاشتهاند كه با اعتبار و صحت كافى با گفتار پلىنى منطبق است . از محلهء باغ كه يك جغرافىدان ايرانى همان جلگهء خوار محسوب مىدارد پيترودلاواله در سال 1618 و سرتامس هربرت به اتفاق سررابرت شرلى و سرددموركتن در 1627 از ميان آن گذشته و شرحى نوشتهاند كه شباهت تام با هيلاهرود و فيروزكوه دارد و از همانجا راه خود را به مقصد نواحى خزر تعقيب نمودند . راجع به اين گردنه پيترودلاواله مىنويسد كه پس از عزيمت از محلهء باغ به جلگهء عميق و باريكى آمد با كوههاى بلند در طرفين آن و در بعضى از پيچها به قدرى راه تنگ بود كه عبور دادن كجاوهاى از آنجا خطرات فراوان داشت و از ميان جلگهء آن نهر آب شورى جارى بود . هربرت در سخنپردازى خود كه غيرقابل تقليد است مىنويسد : « قسمت عمدهء مسافرت شبانهء ما از اعماق ثور « 1 » گذشت كه پيشانى عجيب خود را در حوزهء خوشهواى ميانه نمناك مىسازد . اين معبر يا مسير در حدود چهل يا رد يا شايد كمتر پهنا دارد و از دو طرف با تپهء حيرت -
--> ( 1 ) - Taurus