جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
393
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
انگيزى محصور است كه ارتفاع آن تقريبا دو برابر حد تيراندازى است و تا هشت ميل وضع از اين قرار است كه همان وجه رابطهايست كه پلىنى و سولينوس « 1 » توافق داشتند و معبرى پرهيبت است و اينكه آيا با صنعت انسانى به اين صورت درآمده است يا طبيعى است جاى تأمل است و به گمان من ساخته و پرداختهء طبيعت و دست قدرت خداوندى است . تعريف اين نويسندگان با نوشتهء آ . خودزكو « 2 » كه سابقا كنسول دولت روس در رشت بوده و به اتفاق رالينسن در سال 1835 آن گردنهها را ديده است اختلاف كلى ندارد . وى آن را گردنهء سيالك و خيلى عظيم شمرده با 2500 يا رد طول و صخرههاى برهنه و نوكتيز از 650 تا 1000 پا ارتفاع و معبرى كه در عريضترين قسمت سى پا و تنگترين نقطه فقط پنج پا عرض دارد . از جهت ديگر هم كاملا قابل تصور است كه گردنههائى را كه پلىنى ، دلاواله ، هربرت و رالينسن نوشتهاند ممكن است همان دروازههاى بحر خزر باشد كه داريوش از آن راه گريخت و اسكندر پيشروى كرد و شايد هم اين عنوان به چند محل اطلاق شده باشد و اين به عقيدهء اكثريت منقدان فاضل روىهمرفته بهترين راهحل معماى تنگهء سردر است كه با صحت بيشترى هم به نوشتهء آريان و كينتوس « 3 » و آممارسلينوس « 4 » مقارنت دارد تا هر گردنهء ديگرى كه در نواحى شمالى يا شرقى واقع شدهاند « 5 » ، اما به نظر من با آنچه پلىنى نوشته است قابل انطباق نيست و خيلى بعيد است كه همان دروازهء درياى خزر باشد كه استرابن اين همه اهميت جغرافيائى دربارهء آن قائل شده بود .
--> ( 1 ) - Solinus ( 2 ) - A . chodzko ( 3 ) - Quintus ( 4 ) - Amm Marcellinus ( 5 ) - اشپيگلر نويسندهء آلمانى اين نظر را تأييد كرده است و همچنين شيندلر در رسالهاى كه آخر اين فصل ياد شده است . دانشمند ثانوى اين اطلاعات احتمالى را در باب طرز پيشروى اسكندر در اختيارم گذاشته است : روز اول از رى تا ايوانكيف كنونى 383 استاديا يا 44 ميل . روز دوم از طريق دروازههاى بحر خزر ( گردنهء سردر ) و چواران ( خوار ) تا آردان فعلى 297 استاديا يا 34 ميل . روز سوم به لسگرد 381 استاديا يا 38 ميل . روز چهارم به الاه يا گرهاب 370 استاديا يا 42 ميل . روز پنجم به فرات نزديك دامغان 417 استاديا يا 48 ميل روز ششم 400 استاديا يا 46 ميل به شاهرود كه جنازهء دارا ( داريوش ) در آنجا بوده .