جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

388

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

خانه‌هاى گلى دو طبقه ساخته‌اند كه فقط با پله‌هاى راست و عجيب و غريبى مىتوان بالا رفت و از اختصاصات حيرت‌انگيز آن يكى اين است كه در جلو هر طبقه با الوارهاى خشن ايوانى گذاشته و روى آن را هم با گل فرش كرده‌اند و از اين ايوان لغزان كه نرده‌اى براى جلوگيرى از سقوط افراد ندارد و پر از سوراخ و حفره است ظاهرا عده‌اى زندگانى بيرونى خود را مىگذرانند و از دور چنين به نظر مىرسد كه دسته‌هاى انبوهى از پرندگان بر ديوارهاى آن لانه ساخته‌اند و آن محل از فاصلهء زياد مانند گنبد عظيمى است كه از پلكان سخت عمودى ورود به آنجا امكان دارد و از يك در عقب كه تخته سنگى است كه بر محورى استوار گرديده از آنجا بالا مىروند . من يكى از آنها را بالا رفتم و به درونش سر كشيدم به آن قسمت فوقانى نام كلبهء روستائى نمىتوان داد ، زنها در آنجا بىپرده بودند و سخت كثيف مىنمودند . شرايط عمومى سكنهء آنجا كم‌وبيش همان است كه از جمعيتى در يك عده خانه - هاى خراب مىتوان انتظار داشت . در اين محل همان لهجهء متداول در سمنان را به كار مىبرند . اطراف ارگ گودال عميق و عريضى هست كه به صورت باغچه درآورده‌اند و عايدات آن محل به موقوفات حضرت رضا ( ع ) در مشهد اختصاص دارد . جادهء قشلاق - بعد از لسگرد جاده از ناحيهء تپه‌دار مىگذشت كه با سيلابهاى زمستانى به صورت مجراها و دربندهاى عميق كه بوسيلهء پل قابل عبور بود درآمده بود . هنگام پائين رفتن به دشت ، دهكدهء نمك را از فاصلهء دوازده ميل مىتوان ديد كه در ميان بيابانى خشك و خالى و نفرت‌آور واقع شده است . كمتر چيزى در ايران به اندازهء دورنماى آبادى يا شهرى فريبنده است كه انسان از دور خيال مىكند فقط در چند ميلى مقصد هست و حال آنكه شايد تا مقصد فرسخ‌ها راه مانده باشد و پايان سفر هم هيچ به نظر نمىرسد و گاهى نقطه‌اى كه از دور فقط دو سه بنا مىنمود پس از ورود به محل معلوم شد كه آبادى شامل چندين خانه است كه در اراضى پست نيمه حاصلخيزى پنهان افتاده بودند .