جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

389

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

طى خط سير در نقاط بعدى كه به همان اندازه عاطل و بىحاصل بوده است از دهات پاده و اردوان با مساكنى نظير آنچه در لسگرد ديده بوديم بر رأس سنگرهاى مصنوعى گلى دارد . موقعى كه اين ساختمانها تازه برپا شده و با برج و بارو مراكز نظامى مجهزى شده بودند لابد سر و وضع هيبت‌آميز جالب‌توجهى داشتند ، اما حالا به صورت بين قلعه و سنگر درآمده‌اند . جلوتر از اردوان رودخانه‌هاى پرآبى از كوهسار جارى بود و به چند شاخه تقسيم مىگرديد كه من طى نيم ميل راه از بيست تا از آنها عبور نمودم و به همان نسبت هم ميزان كشت و زراعت بيشتر بود و در قشلاق ( اقامتگاه زمستانى ) كه جزء خالصه يا املاك دولتى است مسئوليت تأمين غله و عليق بيوتات سلطنتى در تهران را بر عهده دارد و اين ناحيهء خوار است كه در تاريخ و سفرنامه‌هاى قبلى ذكرش بارها آمده است و به يكى از انبارهاى غلهء شمالى ايران مشهور مىباشد . از اينجا جاده به طرف شمال غربى معطوف مىگردد و در فاصلهء هشت ميلى قشلاق رشته‌اى از تپه‌ها ديده مىشوند كه جزو خوار به شمار مىروند و باهم مسئلهء معروف دروازه‌هاى درياى خزر را پديد مىآورند . دروازه‌هاى درياى خزر - در اينجا مقصودم آن نيست و مجال هم براى گنجاندن موضوع ندارم كه در اين‌باره با شرح و بسط كافى بحث كنم . نكته‌هاى عمدهء اين موضوع را نويسندگان پيشين بررسى كرده هرچند كه شايد نظريهء قطعى اتخاذ ننموده‌اند . ازاين‌رو من خوانندگانم را به كتابهاى . رنل « 1 » اوزلى ، موريه ، فريزر ، فريه ، ايستويك و گلداسميد ارجاع مىدهم . دروازه‌هاى بحر خزر « 2 » معبرى بوده كه از آنجا داريوش ( دارا ) پس از شكست در دشت آربل به سوى بلخ گريخت و لشكريان اسكندر او را تعقيب كردند . منابعى كه اين خط سير را در نظر ما روشن‌تر مىسازند تأليفات اريان « 3 » و پلىنى « 4 » است اين نويسندهء ثانوى مىگويد معبر هشت ميل طول داشته و تا بيست و هشت ميل در راه آبى وجود نداشته .

--> ( 1 ) - Rennell ( 2 ) - Pylae ( 3 ) - Arian ( 4 ) - Pliny