جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
387
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
من در يافتن زنان خوشرو آنجا همانقدر توفيق يافتم كه وامبرى هم به نان قندى نرسيد و اما راجع به لهجه و زبان من صلاحيت اظهارنظرى ندارم ، ولى دانشمند زبانشناسى مانند خانيكف كه جهد بىحاصل براى تحقيق اين موضوع كرده بود فقط به اين نتيجه رسيد كه شبيه لهجه و زبان مازندرانى و با حروف صدادار بيشترى است . ضمنا حكايتى هست مشعر بر اينكه وقتى يكى از پادشاهان ايران تنى از دانشمندان را كه در خدمت او بود مأمور نمود تحقيقاتى راجع به زبان و لهجههاى مردم قلمرو او بنمايد ، وى در مورد زبان سمنانى به اين صورت به اداى توضيحات پرداخت كه چند عدد سنگ را در حضور سلطان در درون كدو قليان به حركت درآورد . گفتهاند كه سمنان 4000 خانه و 16000 سكنه دارد كه روىهمرفته مبالغهآميز مىنمايد . در آنجا اقامت يهوديان مجاز نيست ، ولى در حدود بيست و پنج خانوادهء بونياه هندو دارد كه به كار تجارت مشغول مىباشند . سمنان پلى است كه به وسيلهء آن جادهاى از بندر عباس از راه يزد و طبس از ناحيهء جنوب براى قسمتهاى شمالى جنس حمل مىكنند . ديوارهاى گلى يا برجها و دروازههائى در هر طرف دارد كه بنابر معمول ويران است و گرداگرد شهر را احاطه كرده است . حاكم در ارگ مستحكمى اقامت دارد كه مجاور برج و باروى شهر واقع در قسمت شمال غربى است . لسگرد - يك راه سربالا و طولانى مسافر را به يكى از چند نقطهء جالب و محدود واقع در جادهء بين مشهد و تهران مىرساند . اينجا يك لانهء قابلتوجه افراد انسانى - زيراكه نام متناسب ديگر بر آن نتوانم نهاد ، يعنى لسگرد است . در اين محل سابقا ارگى بر سنگر گرد بلندى ساخته بودند كه شايد تا هشتاد پا ارتفاع داشته . آن ارگ فعلا خراب است و بناى داخلى آن نيز به صورت انبوهى از زباله و آجر درآمده است ، ولى اهالى در همان خرابهها استقرار يافته و بر رأس ديوارها