جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
386
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نمايان است كه مثل لكهء سبزى بر كف سنگى به نظر مىرسد . فرود آمدن از آن ارتفاعات هرچند آسان مىنمود ، ولى پر از سنگ بود و از آنجا تاخت به سمت پائين بههيچوجه خوشآيند نيست . در اين حدود به عرابه بستهاى كه چهار اسب مىكشيدند برخورد كردم و بر خود لرزيدم كه شايد باز مشمول مراسم استقبال رسمى قرار گرفتم ، ولى پس از تحقيق اطمينان حاصل شد كه سرنشين آن جناب حاكم بود كه گويا حوزهء قلمرو محدود خود را سركشى مىنمود . سمنان - سمنان بواسطهء باغهاى وسيع و سير آب و درختان كهن و منارهاى كه با منارهء دامغان برابرى مىكند و مسجدى خوشنما كه خوب نگاهدارى شده است و به مناسبت نان شيرينى ساخت آنجا و شلوارهاى متقال آبى و به عنوان وجاهت زنانش و مبهم بودن زبان محلى در ايران برجستگى خاص دارد . و شايد در هيچيك از اين موارد همچنانكه بايد و شايد به اندازهء انتظار نيست . در كوچههاى آن جويبارهايى روان است كه در ايران حكم راه آب و همچنين راهى در وسط خيابان دارد ، ولى چنين مىنمود كه در حوالى شهر بهطورى كه شايد و بايد از آنها استفادهء زراعتى نمىكردند ، اما تنباكو فراوان كاشته مىشود . در خارج بازار ميدانى است كه چنارهاى برازنده دارد و يكى از اين چنارهاى كهنسال در خود بازار است كه تنهء عظيم آن از سقف بازار بالا رفته است . منارهء قديمى نيز در وسط بازار و وصل به مسجد جامع است كه در حال خرابى است . برج يكصد پا ارتفاع و چند پله دارد كه تا نوك آن بالا مىروند و در آنجا گلدستهاى هست كه زلزله و طول زمان آن را كج كرده است . قدرى دور تر مسجد فتحعلى شاه محوطهء وسيع در حدود پنجاه يا رد و ايوان عالى آراستهء ميناكارى دارد وصل به آن مدرسهء طلاب دينى است . راجع به نان شيرينى كه وامبرى بيهوده در صدد جستجوى آن برآمده بود و تعريفش را حتى در هرات شنيده بود جواب خاص ايرانى شنيد كه تقاضا براى آن به حدى زياد و صادراتش آنقدر كلى است كه چيزى براى مصرف محلى باقى نمىماند .