جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
382
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
حضرت على ( ع ) چنان سخت با سم خود بر تختهسنگ كوبيده است كه اثر آن براى ابد باقى مانده است . بر نوك تپه در كنار اين معجزه گاه محل معجزهآساى ديگرى واقع شده است به شكل چشمهء باد و مىگويند اگر بعضى اوقات آبش را برهم بزنند طوفانى برخواهد خاست كه همهچيز را در معرض فنا خواهد انداخت . تاريخ - دامغان اهميت تاريخى دو جانبه دارد يكى افسانهاى و ديگر تاريخ جديد . بعضىها همواره آنجا را همان محل باستانى هكاتومپى لوس « 1 » يا شهر صددروازه پنداشتهاند كه نامى است كه يونانىها به پايتخت خاندان اشكانى ، پادشاهان پارت داده بودند ، ولى غير از چند خاكريز و راهروهاى زير - زمينى كه با الواح تختهسنگهاى بزرگ ساخته شده علامت و اثر ديگرى در آنجا و يا در كتابها نيست كه دامغان را با چنان شهر باستانى قابل انطباق سازد . فريه اشتباها استدلال مىكرد كه شهر صددروازه لابد مركز خطوط ارتباطى متعدد بوده است . در صورتى كه دامغان فقط دو دروازه ورودى دارد بنابراين او شاهرود - بسطام را شايد شهر صددروازه خيال كرده بوده است ، ولى علاوهبر اين نكته كه دامغان با بيشتر از دو راه به خارج مربوط است باز به هيچ وجه دليل قاطعى نيست كه منظور يونانىها از استعمال اين اصطلاح اصلا دروازهء شهرى بوده است . اين عنوان را يونانىها سابقا به همين نسبت به شهر طبس مصر داده بودند كه در آنجا دلالت بر راهروهائى « 2 » داشته كه معابد باشكوه پايتخت خاندان رامسس را به هم مربوط مىساخته و شايد با همين معنى در مورد پايتخت اشكانيان نيز به كار رفته باشد . بارى از انطباق عنوان شهر صددروازه در مورد دامغان صرفنظر و اين موضوع را به عهدهء اهل تحقيق واگذار مىكنيم ، ولى باز دليل گيرندگى كافى در تاريخ اين شهر تحت عنوان جديد مىتوان يافت شايد لازم به ذكر نباشد كه چنگيز خان آنجا را خراب كرد و بايد افزود كه تيمور كار او را تكرار نمود اين
--> ( 1 ) - Hekatompylos ( 2 ) - Pylons