جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
383
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
رفتار تا حدى ملاطفتآميز آن دو جانور كه آفتى براى بشريت بودند نسبت به شكوه و جلال مدنيت محسوب مىگردد . دون روى دو كلاويخو كه از نواحى شمال ايران در حين سفر سفارتى خود از جانب پادشاه كاستيل در سال 1404 به دربار تاتار كبير مىرفته نوشته است كه هنوز در دامغان دو برج از كلهء افراد كه در گل فرو كرده بودند وجود داشته و اين همان برجهائى بوده كه فرمانرواى تاتار چند سال پيش از آن بمناسبت فتح و پيروزى خويش برپا ساخته بود . شاه عباس اين شهر را تجديدبنا كرد و ارگ جديد ساخت . در اكتبر سال 1792 در دامغان نادر شاه بر اشرف خان پيروزى حاصل كرد كه به منزلهء ختم كار و اخراج اجانب از ايران بود كه در سال بعد اتفاق افتاد و در همانجا به سال 1763 زكى خان نابرادرى وحشى كريم خان كه به مقصد تحريك و آشوب در ميان طايفهء قاجار رفته بود از هيكل اسيران خود باغى ترتيب داد به اين نحو كه در فواصل معين ايشان را از سر در زمين كاشت و باز در همين شهر در 1796 نوادهء تيرهبخت نادر يعنى شاهرخ در اثر شكنجههاى بدنى كه به فرمان آغا محمد خان در مشهد ديده بود وفات كرد . در قرن حاضر هم اينطور گفتهاند كه به جاى دشمن ، خودى دامغان را خراب كرد به حدى كه هيچوقت از آن آسيب بهبود نيافت ، زيراكه در سال 1832 عباس ميرزا در راه هرات سه ماه در آنجا اردوگاه داشت كه خود بدترين آفات بود . مىگويند جمعيت فعلى دامغان 13000 نفر است كه باور كردنش خالى از اشكال نيست . دولتآباد - از دامغان راه ما به سوى غرب ادامه يافت . ابتدا از كنار كشتزارى پرسنگ و سپس مزرعهء پرحاصلى كه جلگهء كوشه ( قوشه ) بود عبور كرديم . اين محل فقط دو ساختمان داشت يكى كاروانسرا و ديگر پستخانه كه صرفا احتياجات مسافرت در آن سامان بىسكنه ايجاب نمود و تنها محل قابلتوجه